ولَقَد سَمِعتُ رَنَّة الشَّيطانِ حِينَ نَزَلَ الوَحى عَلَيهِ ، صلّى الله عليه و آله و سلّم ، فَقُلتُ يا رَسُولَ اللهِ ما هَذِهِ الرَّنَّة فَقالَ هَذا الشَّيطانُ قَد أيسَ مِن عِبادَتِهِ إنَّكَ تَسمَعُ ما أسمَعُ و تَرَى ما أرَى إلّا أنَّكَ لَستَ بِنَبِىٍّ و لَكِنَّكَ لَوَزِيرٌ و إنَّكَ لَعَلَى خَيرٍ . [ 1 ]
« و تحقيقاً اين چنين بود : از زمانى كه رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم از شير گرفته شد خداى متعال والاترين فرشته از فرشتگان مقرّب خود را براى تربيت رسول و پيامبرش فرو فرستاد ، تا او را به مسير ارزشهاى والاى انسانى سير دهد و اوصاف ستوده و فضايل اخلاقى را به او بياموزد و پيوسته در شب و روز ملازم و همنشين با او گردد و تحقيقاً در اين عرصه من به دنبال پيامبر بودم همچنان كه بچّه شتر به دنبال مادرش در حركت است . روزى بر من نمىگذشت مگر اينكه رايتى از محاسن اخلاقش براى من مىافراشت و مرا به پيروى از آن امر مىفرمود و اين چنين بود كه رسول خدا در مقطعهائى از سال در غار حرا سكنى مىگزيد و تنها من او را مىديدم و كسى جز من او را نمىديد ، و تنها خانهاى كه در آن زمان رأيت توحيد و اسلام در آن برافراشته بود خانه رسول خدا بود و خديجه و من سوّمى آنها بودم . من پيوسته نور وحى را در سيما و شمايل رسول خدا مشاهده مىكردم و رسالت را در وجود او احساس مىنمودم . و بوى نبوّت را از تراوشات نفس و قلب رسول خدا به خوبى ادراك مىكردم .
در هنگام نزول وحى بر او صداى ناله شيطان را شنيدم و به رسول خدا عرض كردم : اين صدا از كيست ؟ و براى چيست ؟ رسول خدا فرمود : اينك شيطان است كه از عبادت پروردگار آيس و نا اميد گشته است ، ( و نمىتواند ببيند كه مردم خداى را پس از نزول وحى عبادت مىكنند ) .
هامش
[ 1 ] - نهج البلاغة ، ( شرح محمد بن عبده ) ج 2 ، ص 157 .