تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
شد آنچه كه قرار بود بر ايشان جارى شود ، چه فرقى داشت ؟ اگر رؤياى حضرت يوسف صادق و از جانب فيض إله بود رؤياى آن دو نفر نيز صادق و بدون هيچ گونه شائبه خطاء و دخالت نفس و هواى نفسانى بود . حال چون رؤيا از پيامبر صادر گشته بايد حتماً صادق و از غير پيامبر بايد حتماً كاذب باشد ؟ مطالبى را كه انسان در رؤياها به دست مىآورد و اتّصالى را كه بنده با خدايش در خواب احساس مىكند واقعاً محيّر العقول و شگفت‌آور است و حكايت از يك نوع اتّصال مستمرّ بين بنده و پروردگار خويش دارد كه به هيچ وجه نمىتوان آن را با معيارها و ميزان‌هاى مادّى و دنيوى به قياس آورد و در او خدشه وارد نمود . اين بنده چون ساير افراد كه تا حدودى در اين زمينه به مطالبى دست يافته‌اند اذعان مىكنم ، اگر ما نتوانيم به اين رؤياها و اتّصالات قطعيّه كه هيچ شكى در صحّت و واقعيّت آنها وجود ندارد ، نام وحى و الهام بگذاريم پس چه گوئيم ؟ ! مگر شرط تحقّق وحى نزول جبرائيل به صورت است و به سيرت ناممكن ؟ ! مگر بر مادر حضرت موسى جبرائيل نازل شد ؟ و بر زنبور عسل جبرائيل نازل مىشود ؟ و بر سماوات نيز صورت جبرائيل حضور خارجى و عينى مىيابد ؟ بلى بر همه اينها جبرائيل نازل مىشود امّا نه به صورت بلكه به سيرت و معنا . و نه به شكل و شمايل بلكه به وجود تجرّدى و سعهء مرتبتى كه همه علوم و ادراكات جزئيّه را تحت نفوذ و هيمنه ملكوتى و ولايت خويش درآورده است . در مبحث علم به طور مبسوط روشن گشت كه جميع مدركات صادقه و منطبق با واقع به واسطه نزول حقيقت اسم عليم در قوالب و شِباك جزئيّه توسّط ملك مقرّب الهى حضرت جبرائيل صورت خارجى پيدا مىكند چه آن صورت به