تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
« آيا براى مردم مايه شگفت است كه بر شخصى از خود آنان وحى فرستاديم تا مردم را هدايت كند و به گروه‌هاى با ايمان بشارت بده كه در درگاه الهى سابقه نيك و راست دارند ، ولى افراد كافر او را ساحر و جادوگر مىخوانند . » در اينجا بايد عرض كرد : اگر مطالب گذشته به خوبى روشن شود و فرق بين درون و برون و ميزان صدق و انطباق آن دو با واقع مشخّص گردد ديگر جائى براى اين پاسخ باقى نمىماند . امّا اينكه گفته شده است كه شاعران منبع الهام را درون مىدانند و انبياء برون ، قطعاً با موارد مختلف و مصاديق خارجى در تناقض است و براى افرادى كه در اين زمينه فى الجمله بصيرتى داشته باشند مورد پذيرش نيست . در مباحث گذشته به طور نسبتاً مبسوط از كيفيّت واردات قلبيّه و انكشافات نفسيّه در ظروف مختلف و مراتب وجودى متفاوت سخن به ميان آمد . امّا در مباحث علوم تجربى و اكتسابى ، تصريح خود افراد بر الهامات غيبى خارج از درون چه از مسلمانان و يا غير آنها گواه صادقى بر برونى بودن اين پديدهء غيبى و اتّصال آنها به مبدأ فيض بدون اختيار و دخالت فكر و رويّه است . و البته اين مسأله صرفاً به شعر و شاعر اختصاص ندارد . مخترعين ، مكتشفين ، صاحبان و ارباب حِرَف ، مؤلّفين ، اساتيد ، اطبّاء ، مجتهدين صافى ضمير و پاك‌نهاد ، فلاسفه و حكماء عالى مقام ، عرفاء و اولياى الهى كه خود حسابى جداگانه دارند و از ساير اصناف و انواع مذكوره خروج موضوعى و تخصّصى دارند ، همه و همه معترف به اين حقيقت مىباشند كه در طول زندگانى خود بارها و بارها شاهد امداد و افاضهء مدركات وحيانى به صورت الهامات غيبى از ناحيه ملأ أعلى بوده‌اند و به هيچ وجه من الوجود اين مسأله را ناشى از اختيار درون و خروج از باطن و عمق نفس و ذهن خود نمىدانند و به طور كلّى نقش خود را در حصول اين الهامات انكار مىنمايند .