ارباب حِرَف ، همه از يك واقعيّت خارجى نشأت گرفته و حكايت مىكنند و اين نكته در تمامى اين موارد به وضوح نقش فرد را در پديد آوردن اين كشف منتفى مىسازد و آن را فقط به ذات لايزال منتسب مىنمايد . به نحوى كه جاى شكّى براى هيچ كس در اين مورد وجود ندارد و عجب است كه چگونه اين خبط براى بسيارى از بزرگان رخ مىدهد و پذيرش اين مسأله با اين بداهت و وضوح به اشكال مىافتد .
سهلترين راه براى ادراك اين مسأله همين رؤياهاى صادقه و منطبق با واقع است كه براى هر كس در طول زندگى بارها و بارها اتّفاق افتاده است .
به ياد دارم در زمان حيات مرحوم علّامه والد - قدس سرّه - شبى در عالم رؤيا ديدم در اطاقى هستم و يكى از نزديكان كه طفلى خردسال بود روى تخت به خواب رفته است ، در اين وقت مشاهده كردم كه روح او از بدنش خارج گشت و به مقدار دو متر از جسم او فاصله گرفت و به طرف بالا آمد و پس از مدّتى دوباره به جاى خود بازگشت و در درون بدن مستقرّ گرديد .
صبح كه براى ديدن مرحوم والد به منزل ايشان رفتم اين رؤيا را نيز براى ايشان نقل كردم ، ايشان فرمودند : عجب رؤياى صادقهاى است ، ديشب اين طفل دچار مسموميّت شديد رِيَوى شده بود و او را به بيمارستان بردند و پزشكان از بهبود او قطع اميد كرده بودند و حتّى شايد هم براى لحظاتى وضعيّت خطيرى پيش آمده بود امّا به ناگاه يك مرتبه همه چيز تغيير پيدا مىكند و حال او رو به بهبودى مىرود و صبح او را ترخيص مىكنند . درحاليكه من ابداً از چنين مسألهاى اطّلاع نداشتم .
حال چگونه مىتوان تصوّر كرد كه اين پديده از درون بوده است و اگر من صد سال به درون خود مراجعه مىكردم آيا مىتوانستم به اين كشف دسترسى پيدا كنم ؟
و ثالثاً : ملاك در حجيّت و صحّت انكشاف برون و وحى استناد آن به عوالم ربوبى است ، و الّا صرف برون بودن هيچ مدخليّتى در صحّت و حقيقت يك كشف ندارد .
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 327
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٣٢٧