تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
ندارد و همين‌قدر به طور ابهام و اجمال مىفهمند كه اين واقعه و حادثه از درون آنها نبوده است و از مبدئى خارج از وجود آنها تراوش نموده است .

ترديد و تأمل در پاسخ بعضى از بزرگان در جواب آقاى سروش

و از اينجا مىتوانيم پاسخى را كه بعضى از بزرگان در مقام ردّ تشبيه وحى با مقوله شعر بيان داشته‌اند و فرموده‌اند : « شاعران منبع الهام را درون و انبياء منبع الهام را برون از خود مىدانند » ، مورد ترديد و تأمّل قرار دهيم و دربارهء صحّت و سقم آن به قضاوت بنشينيم . ايشان در مقام جواب به مدّعاى آقاى سروش چنين گفته‌اند : آنچه احساس شاعران را از احساس پيامبران جدا مىسازد همان است كه آقاى سروش براى آن موضوعيّتى قايل نشده است ، شاعران منبع الهام را درون ، و انبياء منبع الهام را برون از خود مىدانند . ولى متأسفانه اين بزرگترين نقطهء تفاوت را ايشان بسيار سهل و آسان گرفت و گفت : بحث دربارهء اينكه آيا اين الهام ، از درون است يا از برون ، حقيقتاً اين موضوعيّتى ندارد . درحاليكه نقطه بارز تفاوت اين دو الهام در همين است . افرادى كه در مسايل فلسفى و عرفان دست توانائى ندارند ، نمىتوانند مرز اين دو نوع الهام و دو نوع احساس را از هم جدا سازند ، لذا همان مشركان عصر رسول خدا نيز به خاطر عدم توانائى در درك تفاوت اين دو نوع احساس با خود فكر مىكردند كه چگونه ممكن است فردى از برون خود ، الهام بگيرد و مأمور هدايت مردم شود . قرآن اين انديشه را از آنان چنين نقل مىكند : أَ كانَ لِلنَّاسِ عَجَباً أَنْ أَوْحَيْنا إِلى رَجُلٍ مِنْهُمْ أَنْ أَنْذِرِ النَّاسَ وَ بَشِّرِ الَّذينَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ قالَ الْكافِرُونَ إِنَّ هذا لَساحِرٌ مُبين . [ 1 ]
هامش
[ 1 ] - سوره يونس ( 10 ) آيه 2 .