دربارهء تمثّل ملائكه الهى بر حضرت داوود عليهالسّلام در محراب چنانچه گذشت قرآن به صراحت مىگويد : آن حضرت ملائكه را به صورت آدمى مشاهده كرد و حكم به خلاف صادر نمود و پس از انتباه از واقع امر و پى بردن به اشتباه خويش به انابه و توبه و استغفار در آمد و از خداى متعال طلب بخشش و مغفرت نمود .
و يا دربارهء تمثّل ملائكه عذاب براى حضرت لوط ، آن حضرت متوجّه نشد كه اينان فرشتگان مقرّب الهى هستند كه اينك به صورت آدمى بر او جلوه كردهاند و همين طور دربارهء حضرت ابراهيم ، كه در آيات قرآن موجود است .
پس صِرف برون بودن يك پديده بدون ادراك و شعور ، به استناد اين پديده به خداى متعال نقشى در حجيّت ابلاغ و بلاغ ايفاء نمىكند .
معيار مشخص براى عمل بر طبق مكاشفات و رؤياها
و لذا بزرگان از اهل معرفت نسبت به مكاشفات ارباب كشف و رؤياهاى افراد عادّى فرمودهاند :
تا مادامى كه صحّت و سلامتِ مكاشفات و نيز رؤياهاى آدمى با موازين شرع مقدّس و مبانى علميّه و قطعيّه و طُرُق موضوعهء جهت انكشاف حقيقت حال ، به اثبات نرسيده باشد ، عمل بر طبق مكاشفات و رؤيا حرام است و چه بسا آدمى را به هلاكت و نيستى در خواهد انداخت .
در مباحث گذشته و فصول مقدّميّه كتاب گذشت كه مرحوم آية الله العظمى عارف كامل حضرت شيخ محمد جواد انصارى همدانى - رضوان الله عليه - درباره كتاب نجم الثاقب حاجى نورى - رحمة الله عليه - مىفرمودند :
نود درصد حكايات و داستانهاى تشرّف افراد خدمت حضرت بقيّة الله ارواحنا فداه همه در عالم مكاشفه بوده است و اصلًا صورت خارجى و عينى نداشته است .
و البته بديهى است كه شعور به اين مطلب و فهم اين قضيّه از امثال حاجى نورىها محال و ممتنع است زيرا اينان در اين عرصه قدمى بر نداشتهاند و