دست از مطالعه و تفحص برمىدارد و به گوشهاى مىنشيند و بعد به يكباره با جرقّهاى در ذهن خود مىبيند كه مشكل حلّ و معضل گشوده شده است ، در مسير الهام و وحى الهى قرار گرفته است .
و يا بالأخره عارفى نامدار ، كه با كشف حقائق توحيدى و وزش نفحات سبحانى پرده از رمز و راز اسرار خلقت برمىگيرد و سرمست تماشاى انوار جلال و جمال در طيران عالم قدس به مشاهده جمال محبوب و آثار ذات او و اسماء كلّى او مىپردازد مگر جز وحى و الهام چيز ديگر است ؟
أميرالمؤمنين عليهالسّلام دربارهء اين دسته از عرفاى الهى و اولياى ربّانى كه در مقام تكلّم با پروردگار در أعلى مرتبه از قرب و وحدت با معشوق و محبوب خود به راز و نياز و نجوا پرداختهاند مىفرمايد :
كلام أمير مؤمنان درباره عرفاى الهى و اولياى ربّانى
و ما بَرِحَ لِلَّهِ عَزَّت آلاؤُهُ فِى البُرهَة بَعدَ البُرهَة و فِى أزمانِ الفَتَراتِ ، عِبادٌ ناجاهُم فِى فِكرِهِم ، و كَلَّمَهُم فِى ذاتِ عُقُولِهِم . فاستَصبَحُوا بِنُورِ يقَظَة فِى الأبصارِ و الأسماعِ و الأفئِدَة ، يذَكِّرُونَ بِأيامِ اللهِ و يخَوِّفُونَ مَقامَهُ بِمَنزِلَة الأدِلَّة فِى الفَلَواتِ . مَن أخَذَ القَصدَ حَمِدُوا إلَيهِ طَرِيقَهُ و بَشَّرُوهُ بِالنَّجاة ، و مَن أخَذَ يمِينًا و شِمالًا ذَمُّوا إلَيهِ الطَّرِيقَ ، و حَذَّرُوهُ مِنَ الهَلَكَة ، و كانُوا كَذَلِكَ مَصابِيحَ تِلكَ الظُّلُماتِ و أدِلَّة تِلكَ الشُّبُهات . [ 1 ]
« و اين چنين است كه خداى متعال را در مقاطع مختلف از زمان و روزگار بندگانى است كه با آنان در مرتبه فكر و انديشه به نجوا مىپردازد و در مرحله ذات عقول و ربط علمى آنان با ذات خود به گفتگو مىنشيند و ايشان به واسطه اين نجوا و تكلّم با پروردگار چشمان و گوشها و قلبهايشان به نور بيدارى و هشيارى و آگاهى روشن و متلألأ گرديده است .
اين بندگان خالص و خاصّه ذات و حريم ربوبى ، مردم را به رويكرد يا
هامش
[ 1 ] - نهج البلاغة ، ( شرح محمد عبده ) ج 2 ، ص 211 .