حالات و احوال ربوبى يادآورى مىنمايند و از مقام جلال و قهر او بيم مىدهند . اينان به منزلهء راهنمايان در بيابانها مىمانند . كسى كه بخواهد راه مستقيم در پيش گيرد به او مىنمايانند و به رستگارى و نجات بشارت مىدهند . و كسى كه بخواهد به بيراهه رود و به راست و چپ متمايل شود ، خطر سقوط و انحطاط را به او گوشزد مىكنند و از هلاكت بر حذر مىدارند . و اين چنيناند كه قابليّت و استعداد چراغ هدايت بودن در ظلمات و تاريكىها را پيدا نمودهاند و توان دلالت و رفع شبهه را در موارد مشتبه به دست آوردهاند . »
توجّه به جملاتِ : نجوا در حاقّ فكر و ذهن و تكلّم در باطن مراتب عقل حقيقتى از مراتب عاليه و راقيهء وحى را نسبت به بندگان خالص پروردگار به انسان مىنماياند . و قابل توجّهتر اينكه اين افراد در دوران فترت و خالى بودن زمين از پيامبر و حجّت الهى مىباشند كه فقدان حضور و شهود پيامبران و حجج الهيّه را با وجود منير و مفيض خود پر مىكنند و مردم را به همان مسير و راه و هدفى سوق مىدهند كه پيامبران الهى و ائمه معصومين عليهمالسّلام به آن هدف و غايت دلالت و دستگيرى مىنمايند .
و بدين جهت اگر شخص مذكور به جاى تشبيه وحى به اشعار شعراء ، تشبيه به الهامات غيبى در نفس مخترعين و مكتشفين و ساير از صنوف مردم مىنمود مطلب به واقع نزديكتر مىگرديد . ولى نكته پنهان در وحى به صورت خاصّ اين است كه شخص مورد نظر مانند پيامبر الهى و يا ائمه معصومين و يا اوليا و عرفاى الهى دقيقاً به منشأ وحى آگاه بوده و هيچ شكّ و ترديدى در خود چه در قسمت يافتههاى درونى و چه در قسمت مبدأ و منشأ اين يافته احساس نمىكنند و به طور جزم و قطع از جايگاه و محلّ وحى و الهامى كه بر آنها شده است خبر مىدهند و واسطه را نيز تعيين مىكنند و از مرتبه آن كه در كدام آسمان از آسمانهاى سبعهء وجودى است ، آگاه مىسازند . امّا اين مطلب دربارهء ساير افراد بشر چه بسا وجود
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 321
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٣٢١