از مرحوم دكتر محمود حسابى به ياد دارم كه مىگفتند :
مطالب دقيق و كشفيّات عميقى كه براى من حاصل شده است خود نمىدانم يك مرتبه از كجا آمده است . و من كه به اين مسأله نرسيده بودم .
و جالب اينكه براى خود راقم سطور بارها اتّفاق افتاده است كه بدون فكر و تأمّل در يك مشكل علمى و فلسفى و يا اصولى يك مرتبه خطورى به ذهن مىرسد و مىبينم به كلّى آن مشكل حلّ شده و اثرى از اشكال باقى نمانده است . و همانطور كه گفته شد اين مسأله براى بسيارى از افراد اتّفاق افتاده و مىافتد .
و صدها نمونه ديگر كه همگى از الهام غيبى بر نفوس بشر حكايت مىكنند و شرح اين مطلب در كيفيّت نزول علم كلّى از اسم عليم به علوم جزئيّه توسّط فرشته مقرّب علم ، جبرائيل امين در بحث و فصل علم گذشت .
طبيبى كه براى تشخيص بيمارى مريض دچار هزار شك و شبهه مىگردد و يك مرتبه با خطورى به سرّ بيمارى بيمار پى مىبرد از همين قبيل است .
مهندسى كه براى ترسيم نقشه بنائى با مسايل غامض و مشكلات فنّى و مهندسى روبرو مىشود و عاجزانه از حلّ عويصات باز مىماند و در همان هنگام يأس و نااميدى با جرقّهاى در ذهن خود كليد حلّ مشكل را باز مىيابد و رفع مانع مىنمايد از قبيل همين گروه از وحى و الهام است .
فقيهى كه براى وصول به نتيجهء تتبّع و تفحّص از دليل ، به موانع عديده برخورد مىكند و در تعارض ادلّهء مختلف راه صواب را به درستى تشخيص نمىدهد ، يك مرتبه با احساس خاصىّ نسبت به مسأله و گشودن دريچه اميد ، و يافتن كليد حلّ مشكلهء تعارض ، ادلّه را در كنار هم قرار مىدهد و بدون هيچ عويصهاى به استنباط و اجتهاد و حكم مىپردازد از زمره همين قسم از الهامات است .
و يا فيلسوفى كه به مطالعه و تحقيق در يك مسأله فلسفى و غور در جوانب دليل مىپردازد و نااميد از رفع اشكال و وصول به نتيجه خسته و كوفته
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 319
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٣١٩