مىشود پليدند و از كردار شيطان سرچشمه مىگيرند ، پس از آنها پرهيز كنيد ، اميد است كه رستگار شويد . »
ولى رسول خدا در زمان رسالت خود در مكّه و حتّى پيش از آن از آشاميدن آن خوددارى مىورزيدند و نيز بسيارى از كسانى كه از خواصّ آن حضرت به شمار مىرفتند ، همچنين باقى احكام و تكاليف . و اگر رسول خدا با علم تفصيلى خود به جميع احكام قبل از نزول تدريجى آن براى جامعه و آيندگان اطّلاع نداشت چگونه خود و ديگران را از ارتكاب اين محرّمات منع مىفرمود ؟
پس اينكه گفته مىشود : تشابه حقيقت وحى با اشعار شعراء است ، نسبت به اشعارى كه شاعر آن معانى را از عالم غيب ملهَم مىشود و خود نيز بر اين معنا واقف مىگردد صحيح است ، زيرا چنانچه به طور تفصيل گذشت ، وحى عبارت از نزول حقائق و معانى ثابت و لا يتغيّر و منطبق با حاقّ واقع است كه بر قلب پيامبر يا ولىّ الهى يا حتّى افراد صالح وارد مىشود ، چنانچه بر مادر حضرت موسى نيز اطلاق وحى شده است . [ 1 ] گرچه خود وحى داراى مراتب مختلف است چنان كه قبلًا گذشت .
و امّا اينكه هر شاعرى گرچه معانى عادى را به صورت قالب منظّم و مسجّع و مقفّى درآورد و چنين تصوّر كند كه نيروئى از غيب او را به اين اوضاع و احوال هدايت نموده است ، سخنى است بىپايه و تصوّرى است بىاساس .
بايد توجّه نمود كه قريحه شعر مانند ساير استعدادهاى خدادادى موهبتى است كه از جانب خداوند به افراد ارزانى مىشود و بسيارند كسانى كه از چنين قريحه و شاخصه بىبهرهاند ، گرچه ممكن است ساير افراد داراى استعدادهاى شكوفا و نبوغانهاى در زمينههاى ديگر چون رياضى و شيمى و معمارى و نقّاشى و فلسفى و فقهى و غيرهاند كه چه بسا شاعران اصلًا و ابداً نصيبى از اين استعدادها
هامش
[ 1 ] - سوره القصص ( 28 ) آيه 7 .