در نفس خود واجد مىباشند و بدين لحاظ درست عين رسول خدا زبان به تقرير و توضيح احكام و تكاليف مىگشايند و پرده از رخسار حلال و حرام برمىدارند .
پس نكته بسيار ظريف در اينجا واضح و آشكار مىگردد كه : آنچه بر قلب رسول خدا افاضه شده است بعينه بدون ذرّهاى كم يا زياد بر قلب تمامى معصومين عليهمالسّلام پس از او افاضه شده است و بدين جهت است كه فقط امام عليهالسّلام مىتواند مبيّن احكام و مفسّر تكليف باشد و هيچ فرد ديگرى غير از او شايسته تعهّد به چنين مسؤوليتى نخواهد بود .
فرق بين پيامبر و امام عليه السّلام
و امّا فرق بين پيامبر و امام عليهالسّلام در اين است كه جميع تكاليف در زمان رسول خدا بر قلب آن حضرت افاضه و نزول يافت و پس از رحلت آن حضرت هيچ تكليفى اضافه بر آنچه در زمان رسول خاتم فرو فرستاده شده بود بر قلب هيچ يك از حضرات معصومين نزول پيدا نكرده است . و اين همان معناى ختم وحى پس از رحلت رسول اكرم است كه به واسطه انقطاع آن توسّط جبرائيل ديگر حكمى باقى نمانده بود تا بر قلب أميرالمؤمنين و ساير اولادش افاضه و اشراق گردد .
در اينجا باز به واسطه اهميّت مسأله تكرار مىكنم :
كيفيّت اطّلاع رسول خدا از احكام تكليفيّه بعينه مانند كيفيّت اطّلاع ائمه معصومين عليهمالسّلام است . و بدون هيچ ذرّهاى تفاوت عين همان انكشاف و بسط حكمى و علم تفصيلى نسبت به جميع احكام كه به واسطه اشراف بر لوح محفوظ و عالم تقدير و مشيّت و ارتقاء به مقام قاب قوسين او ادنى براى رسول خدا حاصل گشته بود ، عيناً و يقيناً همان مرتبه از كشف تفصيلى و اشراف علمى و عِلّى و عينى نسبت به همه تكاليف تا روز قيامت در يك لحظه و يك تجلّى براى همه حضرات معصومين نيز حاصل شده است و آنها از اين جهت هيچ تفاوتى با جدّ خود رسول خدا نخواهند داشت ، فقط و فقط تفاوت بين آنها و پيامبر اسلام در اين است كه پس از انكشاف احكام به واسطه تجلّى حقّ و در يك طرفة العين به