مرحوم آية الله ميرزا محمّد حسن شيرازى كه در نجف اشرف فىالجمله مرجعيّتى پيدا كردند و فوت نمودند ) دربارهء افرادى كه مرجع شدهاند مىفرمودند : اگر كسى شكّ در عدالت آنها بكند ، نمىتواند استصحاب عدالت قبل از زمان مرجعيّت را جارى كند ؛ و مىگفت : اينجا از موارد تبدّل موضوع است ؛ و با تبدّل موضوع ، استصحاب جارى نيست .
اين حرف تازهاى بود ؛ زيرا همه مىگويند : مثلًا اگر زيد عادل بود و به مرجعيّت رسيد ، سپس كارهائى از او سر زد كه موجب شكّ در بقاء عدالت او شد ، در اين صورت بايد استصحاب عدالت نمود .
امّا ايشان مىفرمودند : استصحاب جارى نمىشود زيرا موضوع متبدّل شده است .
من عرض كردم : چگونه اين سخن صحيح است كه شما مىگوئيد ؟ ! ايشان گفتند : اتّفاقاً اين گفتار را مرحوم آية الله حاج سيّد محسن حكيم هم بالمناسبة ، در « مستمسك العروة الوثقى » [ 1 ] آوردهاند .
و امّا بيان مطلب : اعتقاد ايشان و شاگردانشان بر اين بوده است كه : انسان قبل از اينكه مرجع بشود ، نفسش در يك محدودهاى واقع است كه از بسيارى از آفات و عاهات و أمراض روحى مصون است . امّا وقتى كه به مرجعيّت رسيد و از آن محدودهء سابق پا فراتر گذاشت ، و نفس او از أثرات آن متأثّر گشت ، آن نفس ديگر غير از نفس اوّل است . پس در اينجا موضوع تغيير كرده است ؛ و استصحاب عدالت ، مربوط به نفس اوست قبل از مرجعيّت ؛ و نفس ، تغيير كرده است . ايشان جدّاً بر اين عقيده بودهاند كه نبايد استصحاب جارى شود . [ 2 ]
جاودانگى و ابديّت فقط در انحصار كلام معصوم است
به هر جهت ، جاودانگى و ابديّت فقط در انحصار كلام معصوم است و ساير افراد در هر مرتبه و مرحلهاى از سداد و صلاح بوده باشند باز در رابطه با فقدان فعليّت و كمالِ وجودى در آن مرتبه ناقص بوده و همين نقصان موجب خطاپذيرى
هامش
[ 1 ] - مستمسك العروة الوثقى ، ج 1 ، ص 43 .
[ 2 ] - ولايت فقيه در حكومت اسلام ، ج 2 ، ص 142 .