ضرورت حجيّت فتوى رعايت نمودهاند ، و بر لزوم فحص مجدّد و دقّت دوباره و تحقيق از حال و هواى مجتهد پس از رسيدن به مقام و منصب و موقعيّت مرجعيّت و فتوى تأكيد ورزيدهاند ، زيرا با ورود يك مجتهد به عرصهء مرجعيّت و تغيير احوال زندگى و حيات اجتماعى و تبدّل شؤون و شخصيّات وى هيچ بعيد نمىنمايد كه به واسطهء وسوسهء نفس امّاره و تلبيس ابليس و وسوسهء خنّاسان و اطرافيان و مدح و ثناى مريدان و حواريّون و صلواتها و درودهاى پياپى در مجالس و منابر و تملّقها و چاپلوسىهاى متداول و متعارف ، او از مسير خود منحرف نگردد و نفس ضعيف و نااستوار او بدين تملّقهاى فرومايگان از جايگاه متانت به مرتبه ناموزون هواها و اميال دنيوى و نفسانى هبوط ننمايد و رضا و پسند الهى را كه پيش از وصول به اين مرتبه در امور و رفتار خود مدّ نظر داشت به دست فراموشى و نسيان نسپارد و در دام متملّقين و اطرافيان و خطوط مرتسمه در كيفيّت ارتباطات و تصرّفات گرفتار نشود و به راهى كه مقصود و منظور خداى متعال است قدم نگذارد چنانچه اين مطلب نه چندان اندك در طول تاريخ مشاهده شده است .
كلام مرحوم سيد محسن حكيم در باب حجيّت استصحاب
و لذا مىبينيم كه مرحوم آية الله سيد محسن حكيم - رحمة الله عليه - در باب حجيّت استصحاب و بقاء موضوع آن در تكوّن و وقوع ، استصحاب بقاء عدالت و تقواى مجتهد را قبل از وصول به مرتبه و مرحله مرجعيّت و فتوى كافى نمىدانند و آن را از درجه اعتبار ساقط مىشمرند و بدان ترتيب اثر نمىدهند .
بدين مناسبت مطلبى را از كتاب « ولايت فقيه در حكومت اسلام » تأليف حضرت استادنا الاكرم علّامه والد - قدّس الله نفسه الزّكيّه - نقل مىكنيم .
يك روز حقير به منزل حضرت آية الله حاج سيّد محمّد علىّ سِبْطُ الشّيخ در طهران رفته بودم ؛ و از جملهء مذاكرات ، ايشان قضيّهاى را نقل كردند كه خيلى جالب بود ، و براى من تازگى داشت .
ايشان مىفرمودند : مرحوم آية الله آقاى حاج ميرزا على آقاى شيرازى ( آقازادهء