نكته قابل توجّه و تأسفبار اينكه همين حسّان پس از رحلت رسول خدا و انتقال خلافت از صاحب اصلى آن علىّبن أبىطالب به افراد غير حائز شرايط امامت ، از ارتباط با صاحب ولايت روى گردانيد و به صفّ ارباب دنيا پيوست و در همان حال نيز اشعارى مىسرود ، [ 1 ] حال بايد ديد كه اين حسّان در چنين حالتى نيز مورد تأييد روح القدس باقى بوده است ؟ و آيا كلام و بشارت رسول خدا در اين مرتبه هم شامل او بوده است ؟ ابداً و حاشا و كَلّا .
در اين موقعيّت به يقين و قطع بايد گفت : كه جاى روح القدس را شيطان لعين و ابليس خبيث گرفته بود و او از وحى و ارشاد و ضلالت گروه شياطين بهرهمند بوده است كه در حقّ خلفاء جور و حكّام ظلم به انشاء شعر مىپرداخته است .
نمونه مُلهم بودن شعراء از جانب ملائكه الهى و روح القدس
و يا در وقتى كه فرزدق شاعر در مسجد الحرام مىبيند كه چگونه خليفه جائر و سفّاك اموى هشامبن حكم در مقام پاسخگوئى از مقام و منزلت حضرت سجّادزين العابدين عليهالسّلام خود را به تجاهل و ناشناختى مىزند و او در مقابل امام عليهالسّلام و خليفه بىحيا برمىخيزد و آن قصيدهء غرّاء را در وصف حضرتش مىسرايد و چنين مىگويد :
هذا الذى يعرف البطحاء وطئته * و البيت يعرفه و الحلّ و الحرم [ 2 ]
در اين وقت قطعاً اين شاعر مورد تأييد و تسديد روح القدس قرار گرفته بود .
و يا زمانى كه دعبل خزاعى آن اشعار آبدار نغز را در برابر هشتمين اختر آسمان ولايت و امامت حضرت علىّبن موسى الرّضا عليهماالسّلام انشاد كرد حضرت به همين تعبير او را مورد مدح و عنايت خويش قرار داده بودند . [ 3 ]
هامش
[ 1 ] - اعيان الشّيعة ، ج 4 ، ص 621 .
[ 2 ] - اعيان الشّيعة ، ج 1 ، ص 634 ؛ و ج 10 ، ص 269 .
[ 3 ] - عيون الاخبار الرّضا عليه السّلام ، ج 2 ، ص 265 ؛ كمال الدين و تمام النعمة ، ج 2 ، ص 372 ؛ الكفاية الاثر ، ص 276 .