شعراى و الا مقام مُلهم از جانب ملائكه و ارواح ملكوتىاند
و اگر منظور اين است كه شعرائى كه معانى و الا و مفاهيم عالى و راقى را به صورت نظم به عرصه ظهور و بيان درمىآورند ، اينان مؤيّد من عند الله و مُلهَم از جانب ملائكه و ارواح ملكوتى مىباشند ، چنانچه جناب عارف و اصل خواجه حافظ شيرازى - قدّس الله سرّه - مىفرمايد :
نمونههائى از اشعار عرش بنياد خواجه حافظ شيرازى عليه الرحمة
بلبل از فيض گل آموخت سخن ورنه نبود * اين همه قول و غزل تعبيه در منقارش [ 1 ]
و يا در جائى دگر فرمايد :
ساقى به نور باده بر افروز جام ما * مطرب بگو كه كار جهان شد بكام ما
ما در پياله عكس رخ يار ديدهايم * اى بى خبر ز لذّت شرب مدام ما
هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق * ثبت است بر جريدهء عالم دوام ما [ 2 ]
و يا در غزلى ديگر به بيانى دگر مىفرمايد :
چو بشنوى سخن اهل دل مگو كه خطاست * سخن شناس نئى جان من خطا اينجاست
در اندرون من خسته دل ندانم كيست * كه من خموشم و او در فغان و در غوغاست
نداى عشق تو ديشب در اندرون دادند * فضاى سينه حافظ هنوز پر ز صداست [ 3 ]
هامش
[ 1 ] - ديوان حافظ ، بيتى از غزل 293 .
[ 2 ] - همان مصدر ، ابياتى از غزل 4 .
[ 3 ] - همان مصدر ، ابياتى از غزل 19 .