دورى گزيدن از استكبار و ترفّع و بلندمنشى ، مورد توجّه و تأمّل قرار گرفته است . و خداوند متعال از نزول وحى به پيامبر اكرم نسبت به اين موارد تعبير به حكمت فرموده است و رعايت اين امور را از جمله مبانى و قضاياى حكمى قرار داده است كه تأمّل و تدبّر در اين موارد انسان را به لزوم رعايت و لحاظ حسن ادب و معاشرت و قوام اجتماع و محيط خانواده و تحسين حيات دنيوى و احياء حيات اخروى وا مىدارد . پس در اين صورت وحى همان قضايا و آموزههاى حكمى و اصول اخلاقى خواهد بود كه بر نفس انسان و عقل او مىنشيند و موجب روشنائى و نورانيّت مسير زندگى در همه ابعاد و جوانب آن خواهد شد .
البته در بعضى از اوقات نيز اين مفاهيم و معانى و حقائق توسّط ملائكه وحى بر قلب پيامبر خدا افاضه مىشود و ظهور و بروز بيشترى پيدا مىكند .
وحى عبارت است از نزول و افاضه يك مسأله و واقعيّت حق بر قلب و ضمير افراد
از مجموع مطالب گذشته استفاده شد كه حقيقت وحى عبارت است از نزول و افاضه يك مسأله و واقعيّت حقّ و غير قابل ترديد و خطاء چه آن حقيقت ، يك حادثه تاريخى باشد ، يا يك دستور و تكليف شرعى ، و يا يك نكته و آموزهء اخلاقى ، و يا يك قاعده و برهان فلسفى و حكمى ، و يا شهود و انكشاف سرّى از اسرار و رموز عالم خلقت و كشف حقائق اسماء و صفات پروردگار ، و يا تقدير و مشيّت تكوينى حضرت حقّ در تدبير و جريان يك مسير طبيعى و حيات زندگى ، و يا انكشاف يك حادثه و جريان مستقبل بدون هيچ زمينهء تفكّر و حضور ذهن و آمادگى روحى و نفسى براى تلقّى آن ، و يا القاء نفس حقائق ربوبى در هر مرتبه از مراتب وجودى خلقت چه در مجرّدات و چه در مادّيّات ، و چه اين مسأله به صورت نزول ملائكه بر قلب پيامبران ، و چه بدون وساطت ملكِ واسطه حتّى بر قلب و ضمير افراد ديگر باشد ، در تمام اين موارد آنچه محور و اصل در صور مختلفه وحى و مصاديق متفاوت خارجى آن است ، نفس حقيقت داشتن آن مسأله و عدم احتمال خلاف و تغيّر و تبدّل و خطاء در آن