و غير معتبره كه در تمامى اين موارد ، مدركات از بحث ما خارج و به وادى مهملات و لاطائلات سوق داده مىشوند و از دائره قضاوت به دور انداخته مطرود خواهند شد .
وحى اختصاص به يك عدّه خاصّ از برگزيدگان خداى متعال ندارد
بنابراين بر اساس آنچه دربارهء وحى مذكور شد و با توجّه به موارد و مصاديق مختلف وحى در قرآن كريم ، وحى اختصاص به يك عدّه خاصّ از برگزيدگان خداى متعال ندارد بلكه نسبت به ساير افراد و حتّى حيوانات و جمادات تا روز قيامت برقرار مىباشد و هيچ رادع و مانعى براى ارسال آن از جانب حقّ متعال به مخلوقاتش وجود ندارد حال چه ما نام آن را وحى بگذاريم يا الهام هيچ تفاوتى از حيث ماهيّت و هويّت خارجى آن وجود ندارد ، بلكه هر دو لفظ براى يك حقيقت و واقعيّت وضع شده است و گرچه از الهام به عنوان وحى تعبير آورده نشود .
كيفيّت وحى به حضرت يعقوب در آگاه كردن فرزندان خود
مثلًا در داستان حضرت يعقوب قرآن كريم چنين تعبير مىآورد :
فَلَمَّا ذَهَبُوا بِهِ وَ أَجْمَعُوا أَنْ يَجْعَلُوهُ فى غَيابَتِ الْجُبِّ وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِ لَتُنَبِّئَنَّهُمْ بِأَمْرِهِمْ هذا وَ هُمْ لا يَشْعُرُون . [ 1 ]
« پس زمانى كه برادران يوسف او را با خود به صحرا بردند و اتّفاق كردند او را داخل چاهى بيندازند ما يعقوب را از اين واقعه آگاه ساختيم ( به واسطه وحى و انكشاف مسأله براى او ) بنابراين تو آنان را به كردارشان آگاه خواهى ساخت درحاليكه آنها به اين مسأله اطّلاعى ندارند ( از كيفيّت نزول وحى و اطّلاع يعقوب آگاهى ندارند ) . »
در اين آيه خداوند متعال اطّلاع يعقوب را بر واقعهاى كه اتّفاق افتاده و داستانى كه فرزندانش به وجود آوردهاند وحى خطاب مىكند درحاليكه وجود
هامش
[ 1 ] - سوره يوسف ( 12 ) آيه 15 .