إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَة عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولا . [ 1 ]
« ما امانت و سرّ خود را بر آسمانها و زمين عرضه كرديم ولى آنان را ياراى تحمّل و استعداد پذيرش آن نبود و از قبول و تلقّى آن استنكاف نموده سرباز زدند و لكن انسان اين تهيّؤ و استعداد را داشت كه امانت و سرّ وجودى ما را در خود بپذيرد و آن را حمل نمايد و در نفس خود آن را نگه دارد و به فعليّت و ظهور در آورد . به تحقيق كه انسان نسبت به اين پديدهء عالم خلقت كه بالاترين مرتبه از مراتب وجود حقّ و ظهور اسماء و صفات علياى اوست ظالم و جاهل است و نسبت به اين امر حياتى اهتمام و اعتنائى ندارد و آن را ضايع و تباه مىنمايد . »
در اين آيه خداى متعال آسمانهاى هفتگانه را كه جميع عوالم مجرّده و مادّى را شامل مىشوند مورد توجّه و اشاره قرار داده و آنان را از تحمّل اين امانت و وديعه ناتوان يافته است درحاليكه مسأله وحى نسبت به عوالم ششگانه از آسمانهاى مجرّده قابل پذيرش است و خداوند آسمان دنيا و زمين را از قبول اين سرّ و رمز آفرينش استثناء نكرده است .
تجلّى پروردگار به كوه همان نزول حقيقت وحى است
در داستان حضرت موسى عليه السّلام نيز به اين تجليّات در عالم خاكى اشاره دارد و مىفرمايد :
وَ لَمَّا جاءَ مُوسى لِميقاتِنا وَ كَلَّمَهُ رَبُّهُ قالَ رَبِّ أَرِنى أَنْظُرْ إِلَيْكَ قالَ لَنْ تَرانى وَ لكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكانَهُ فَسَوْفَ تَرانى فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَ خَرَّ مُوسى صَعِقاً فَلَمَّا أَفاقَ قالَ سُبْحانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنين . [ 2 ]
« و زمانى كه موسى به ميقات و وعدهگاه ما آمد و پروردگار او با او سخن
هامش
[ 1 ] - سوره الأحزاب ( 33 ) آيه 72 .
[ 2 ] - سوره الأعراف ( 7 ) آيه 143 .