تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
پس منظور از آيه در وحى الهى به سماوات هفتگانه اين است كه : خداوند موقعيّت و حال و تدبير آن عوالم را وحى فرستاد به اهل و مخلوقات آن عالم . و اينكه فرمود : ما وحى فرستاديم در هر آسمانى و نفرمود : ما وحى فرستاديم به هر آسمانى ، براى اين است كه بفهماند در آسمان‌ها مراتب مختلفى از عُلوّ و مقام وجود دارد و همه در يك مرتبه نمىباشند و بدين لحاظ وحى الهى به موقعيّتِ مرتبهء خاصّ از عوالم ربوبى برمىگردد كه بر حسب آن موقعيّتِ امورى كه مربوط به آن مرتبه است و نيز امورى كه به مرتبه پائين‌تر از آن است بايد جامهء عمل بپوشد و ملائكه در تدبير آن اقدام و قيام كنند . »

نفس صورت خاكى و مادّه قابليت قبول وحى را دارد

با توجّه به بيانى كه از ما در مسأله وحى به عالم خاكى و زمين و آسمان دنيا گذشت اين حقيقت روشن مىشود كه نفسِ صورت خاكى و مادّه قابليّت قبول وحى را دارد نه اينكه ما جداى از عالم افلاك يك ملائكه‌اى را فرض كنيم كه آنها مسأله تدبير و اراده عالم خاكى را به واسطه نزول وحى از جانب پروردگار به عهده گيرند ، و به بيان دقيق‌تر ، در مسأله ربط حادث به قديم و كيفيّت ارتباط مادّه با مجرّد و تفحّص از حلقهء مفقوده بين اين دو پديده - كه از مشكل‌ترين مسايل فلسفى است و به اعتقاد حقير كسى كه اين مسأله براى او حلّ و روشن شده باشد به حقيقت علم و فلسفه دست يافته است - اين حقيقت مورد بحث و تحقيق واقع مىشود كه حقيقت مادّى اشياء چيزى جز نزول همان مرتبه مجرّده ما فوق نيست و هيچ بينونت و جدائى و ميزى بين اين دو رتبه وجود ندارد و اگر چشم دل بگشائى چيزى از مادّه جز همان مجرّد نخواهى ديد كه با تغيير صورت ماهوى خود به هويّتى غير از هويّت مجرّده درآمده است و به شكلى غير از شكل و حدود وجودى مجرّد ظاهر و آشكار شده است . مثالى جهت تقريب مطلب مىآوريم : قوّه برق و الكتريسيته يك واقعيّت و پديده‌اى است كه از حركت توربينها
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 267 | السيد محمد محسن الطهراني