صورت و نيز مرتبهء خود مُدرِك و شخصِ عالِم عبارت است از اتّحاد و وحدت انسان با آن صورت در همان مرتبه ، و تحقّق انسان به وجود آن صورت ( و به عبارت ديگر تبدّل و تحوّل نفس انسان قبل از شناخت و ادراك صور به نفس ديگر و انسان ديگرى پس از شناخت و عرفان به صور ) .
و اين وجودات در عالم هستى برخى حسّى و بعضى مثالى و پارهاى عقلى مىباشند . پس وجود در مرتبه اوّل و مرحله نخست عقل بود ، سپس در نزول و تبدّل نفس گرديد و در مرتبهء متأخّر حسّ شد و در آخرين مرحله تبديل به مادّه شد . و همين وجود در مقام رشد و كمال دوباره به همان اصل و ريشهء خود بازمىگردد يعنى در سير صعودى ابتداء به وجود حسّى و سپس نفسى و آنگاه به وجود عقلى متحوّل مىشود و به همان جا كه نازل شده بود باز مىگردد و آن وجود مبدأ هستى و غايت هستى است كه خداى متعال مىباشد . پس هر انسانى كه در سير صعودى و تزكيه نفس به اين مقام شامخ ربّانى برسد ، بر هر چه كه قضاء الهى و تقدير ربّانى قلم زده است اطّلاع حاصل مىنمايد و قلم و لوح را مشاهده خواهد كرد ( به تقدير و مشيّت ثابت الهى دست خواهد يافت ) . چنانچه رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم در وقتى كه در معراج به سوى عوالم غيب عروج داده مىشد فرموده است : صداى نوشتن قلمهاى تقدير و تدبير عالم به گوش مىرسيد .
چنان كه خداى متعال مىفرمايد :
ما او را به سوى عوالم غيب عروج داديم تا از نشانهها و آثار فيوضات خود به او بنمايانيم . به درستى كه پروردگار شنوا و بينا است .
بنابراين كتابت و ثبت عقلى از تبدّل و تغيّر و نسخ و تحريف مصون و محفوظ است ، ( زيرا در كتابت عقلى عين حوادث و قضايا به صورت عينى و خارجى آنها ثبت و ضبط مىشود ، پس چگونه ممكن است كه خطاء و اشتباه و يا تغيير و تبديل در آن راه يابد ؟ ) .
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 228
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٢٢٨