جهت زيباسازى كلمات و جاذبيّت سجع و قافيه و تركيب و ترتيب و مونتاژِ موزون ، ساخته و پرداخته شده است ، معرّفى خواهد نمود . و در رديف كلمات و كتب اهل بلاغت چون گلستان سعدى شيراز و دواوين شعراء و بلغاء قرار خواهد داد ، و جملات و عباراتى كه چندان بر مذاق و سليقه او خوش نيايد و طبع و قريحهء او آن را برنتابد ، نشانى از بهم ريختگى نفس پيامبر و آشفتگى خاطر او و ناموزونى طبع و حال و هواى او هنگام ايراد و انشاء اين آيات خواهد پنداشت . و آياتى كه موافق طبع و جاذبههاى نفس او است ، بر تناسب شرائط محيط و انبساط خاطر رسول خدا و سرخوشى از جريان زندگى بر وفق مراد و بدون دغدغه خاطر و آشفتگى بال حمل مىنمايد .
آرى همهء اين خرافات ناشى از عدم ادراكِ واقعيّتِ اتّصالِ به ملأ أعلى و مشاهدهء حقيقت علميّه به شهود قلبى و احساس حضورى و ادراك عينى است .
اعتراض يكى از علماء سردرگم نجف به مرحوم آيه الله قاضى رضوان الله عليه
مرحوم والد علّامه طهرانى - قدس الله سرّه - مىفرمودند :
روزى يكى از علماء نجف كه در مسايل توحيد و عرفان دچار سردرگمى و تشويش و ترديد بود به خدمت حضرت آية الله العظمى مرحوم سيد على قاضى - رضوان الله عليه - مىرسد و عرض مىكند :
آقا اين مطالبى را كه شما دربارهء شهود حضرت حقّ و معرفت ذات بارى و مشاهدهء انوار ربوبى و كشف حقائق عينيهء مستوره و اتّصال به مبدأ أعلى مىفرمائيد واقعاً صحّت و واقعيّت دارد يا بر اثر بعضى حالات و تحوّلات چنين احساس و ادراكى براى شما حاصل مىشود ؟
ايشان سر بلند مىكنند و مىفرمايند : چه مىگوئى ؟ اين مطالب تخيّلات و اوهام است ؟ ! من چهل سال است كه با او هستم و در وحدت با او بسر مىبرم و خود را يك لحظه از او جدا نمىبينم ؟ آن وقت مىگوئى : آيا اينها واقعيّت دارد ؟ !
آيات دالّه بر اينكه انبياء داراى مراتب مختلف بودهاند
البته بايد توجّه داشت كه همهء انبياء در اتّصال به اين مرتبه و استفاضه از حقائق شهودى در مراتب لايتناهى اسماء و صفات پروردگار يكسان و يك مرتبه