از اين بيان متين و رصين صدرالمتألّهين روشن مىشود كه حقيقت وحى عبارت است از وصول به مرتبه تقدير و مشيّت الهى كه نفس پيامبر به واسطه تزكيه و تربيت و تجرّد سرّ ، به يك نوع استعداد و تهيّؤ و قابليّت اتّصال به مبدأ احكام دست خواهد يافت و در آن صورت است كه با نقش بستن آن صورتها در نفس خود ، امكان خطاء و اشتباهِ در دريافت ، ديگر معنى ندارد ، زيرا در قضيّهء اتّصال نفس پيامبر ، حقيقت و سرّ پيامبر با مرتبه لوح تقدير ، اتّحاد و وحدت حاصل مىكند و در اتّحاد كه ديگر خطاء ، معنا و مفهومى نخواهد داشت .
حجيّت مفاهيم وحى و حرمت مخالفت با آن بر اين اساس است ، و احتمال بروز خطاء در بعضى از مفاهيم وحى و واردات قلبيّه ، از پيامبر الهى ، عقلًا موجب نفى و سلب اعتماد از ساير آثار وحى و احتمال وجود خطاء در آنها مىباشد و با وجود احتمال خطاء در وحى حجيّت آن از درجهء اعتبار ساقط و مخالفت با آن ديگر عقلًا مخالفت با اوامر پروردگار و دستورات الهى نمىباشد ، و آياتى كه دلالت بر تبعات و پىآمدهاى مخالفت با دستورات الهى دارد از درجه اعتبار ساقط مىشود و ديگر هيچ نقطه از نقاط كتاب الهى واجد شرائط الزام و وجوب موافقت و حرمت مخالفت نمىباشد و يكسره قرآن كريم به كتابى بدون محتواى الزامى و صرفاً حاوى برخى نكات اخلاقى و استحسانات عرفيّه تبديل خواهد شد . و هر كس از ظنّ خود به حذف برخى و اثبات برخى ديگر خواهد پرداخت و در مبانى فلسفى و اعتقادى بر طبق نظريّه اشتباه خود به نقد و رفض و ابطال آيات دست خواهد زد و آموزههاى اخلاقى را حمل بر كيفيّت ادراك و حدس ذهن و فكر پيامبر و متأثر از شرائط و ظروف زمان خود خواهد پنداشت . و بيان قصص و حكايات تاريخى را به نوعى تمثيل و بيان نكتههائى در ضمن داستانهائى ساخته و پرداخته ذهن و نفس پيامبر حمل خواهد نمود . و آيات بيّنات قرآن را در قالب جملات و عباراتى ادبى و بليغ و شعر گونه كه صرفاً
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 230
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٢٣٠