مستوجب ذمّ و قدح قرار مىدهد ، اين شخص نيز قبل از اينكه به مرتبه قَوام و ثبات برسد و مراتب نفس و حالات و صفاتش براى او روشن و واضح شود با پرداختن به اين امور بدون رسيدن به فعليّت و تكامل و پختگى راه ، به واسطه خام بودن نفس و عدم عنايت و رعايت به جهات و شرائط محيط ، ممكن است كردارى از او سرزند كه مورد پذيرش و مقبوليّت عقلاء و اهل عرف و شرع نباشد ، بالنتيجه مورد مذمّت و نكوهش آنان قرار مىگيرد لذا وى را از شركت در جمع و حضور در بين خود مطرود نمايند و آن مطالب حقّه مورد تمسخر و تنفّر اشخاص قرار گيرد و سخن او در بازار عرضه مطالب خريدارى نخواهد داشت .
خداوند ما را و شما را از اين دو طريق و مسيرى كه باعث انحراف و اعوجاج سالكين آنها از سنن و سيرهء حقِّ ماندگار و حركت در راه مستقيم است ، حفظ نمايد . »
از اين بيان استفاده مىشود كه رعايت تكاليف شرع آدمى را به استقامت و متانت و ثبات نفسانى درمىآورد و باعث جامعيّت روحى و رشد نفسانى در دو مرحله ظاهر و باطن مىگردد .
كلام صدرالمتألّهين در بيان كيفيّت نزول وحى بر انبياء
مرحوم صدرالمتألّهين سپس به بيان كيفيّت نزول وحى بر انبياء و چگونگى اتّصال آنان به مبدأ وحى اشاره مىكند و قابليّت قبول وحى را در پيامبر به واسطه طهارت قلب و صفاء سرّ و ارتقاء به عالم تجرد و استناره از انوار فيوضات حقّ بر مىشمرد :
و قد علمت منا فيما سبق تحقيق الأمر فى اتحاد العقل بالمعقول و كذا الحسّ بالمحسوس و الخيال بالمتخيّل .
فإدراك الإنسان فى كلّ مرتبة من صورة العالم هو اتّحاده بها و تحقّقه بوجودها و هذه الوجودات بعضها حسية و بعضها مثالية و بعضها عقلية فكان الوجود أولا عقلًا ثم نفساً ثم حسّاً ثمّ مادة ، فدار على نفسه فصار حسّاً ثمّ نفساً ثمّ عقلًا