و امّا طريق معرفت و ادراك از راه تعلّم و تفكّر و اكتساب ، اختصاص به عالمان ژرفنگر و باريكبين و عميق انديش دارد . ( و ساير افراد از طبقات مختلف مردم چه به ظاهر به كسوت علم و دانش باشند و چه نباشند تنها از ادراك حقائق و معانى صرفاً تخيلات و توهّماتى را نصيب دارند و بيش از اين معرفتى حاصل نمىنمايند ، بنابراين صور علميّه و معانى و مفاهيم علوم در آنان از اصل و ريشه و اساسى برخوردار نيست و همانند حبابها بر روى آب صرفاً نمادى از معارف را دارا مىباشند نه بيشتر ، و اين معانى و صور فقط در صندوقچه ذهن آنها جاى گرفته و به درون وجود آنها در ضمير و قلب و سرّ راه نيافته است و آثار علمى و عملى خود را در آنها به جاى ننهاده است ) بنابراين در اصل حقيقت علميّه و نفس معرفت و ادراك بين علومى كه از راه اكتساب و تعمّق حاصل مىشود و بين الهام تفاوتى نيست ، زيرا همان ادراك علمى كه با تأمّل و تعمّل دقيق و موشكافانه از راه برهان و حجّت علمى و اعتقاد راسخ نقلى براى انسان حاصل مىشود ، ممكن است به طريق الهام چنانچه گذشت به دست آيد ، و همچنين از نظر جايگاه و محلّ نقش شدن اين علوم و نيز از نظر منبَع و سر چشمه و اصل ، تفاوتى با يكديگر ندارند و هر دو از يك جا نشأت مىگيرند .
تنها فرق بين اين دو اين است كه طريق الهام با برافتادن حجابها و رفع موانع ادراك و باز شدن چشم باطن و قلب تحقّق مىپذيرد ، امّا در علوم اكتسابى اين مسأله وجود ندارد .
و امّا فرق بين وحى و الهام چيزى جز شدّت ظهور و وضوح و روشنى نمىباشد ، در مورد وحى از آنجا كه شخص پيامبر خود ملك و فرشته وحى را با چشم ملكوتى مشاهده مىكند و با او در ضمير و سرّ خود به صحبت و گفتگو مىپردازد و اين ادراك از وضوح و نورانيّت بيشترى نسبت به الهام برخوردار مىباشد .
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 223
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٢٢٣