انسان از ماوراء عالم مادّه و شهادت كه همان حقائق عالم غيب و ملكوت است ، حقيقتى از غرايب اسرار ملكوت تابيده مىشود و اين لمعان و تابش گاهى دوام پيدا مىكند و گاهى مانند برق جرقّهاى مىزند و مىگذرد و دوام اين حالت به ندرت اتفاق مىافتد .
از بيانات گذشته دانسته شد كه استقرار علوم در باطن و نفس انسان به اشكال و طرُق متفاوته است ، در بعضى از اوقات به واسطه اكتساب و تعلّم و يادگيرى است ، و بعضى از اوقات بدون اكتساب و فكر كردن ( و مقدّمات را در كنار هم قرار دادن ) يك حقيقت علمى بر قلب او وارد مىشود بدون اينكه خود انسان متوجّه و آگاه به او باشد ، و در اين حال فرق نمىكند كه خود انسان طلب و تقاضاى رسيدن به آن حقيقت علمى را داشته باشد و يا اينكه بدون طلب و اراده و شوق بدون اختيار اين معنا را در قلب و ضمير خود احساس نمايد .
اين قسم از حقيقت علمى را كه از عالم ملكوت بر قلب او بتابد و او را به يك معنا و نظريّهاى عرشى آگاه نمايد ، حدس و الهام مىنامند . و اين خود بر دو قسم است ، گاهى انسان به سبب و علّت ورود اين معانى و حقائق و اسرار وقوف و اطّلاع ندارد كه عبارت است از فرشتگانى كه آن معانى را از عالم بالا بر قلب او نازل مىكنند و از ناحيه پروردگار بر ضمير او وارد مىسازند و به عبارت ديگر آن فرشته و ملك عظيم الشأن همان عقل فعّال است كه علوم الهى را بر عقول جزئيّه و منفعله افاضه مىكند ( جبرائيل امين ) و گاهى از اوقات انسان آن فرشته و ملك وحى را نيز مشاهده مىكند .
به قسم اوّل كه علوم و معارف الهى به واسطه قوّه مفكّره و عاقله و تعلّم و نظر باشد ، اكتساب و استبصار گويند و به قسم دوّم الهام و نَفْثْ در روح تعبير مىآورند و به قسم سوّم كه ملائكه را مشاهده مىكند وحى مىنامند ، و اين قسم اختصاص به پيامبران الهى دارد و قسم دوّم اختصاص به اولياء الهى دارد .
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 222
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٢٢٢