اينجانب خود تصويرى از اين گونه مجالس كه منتشر شده بود ملاحظه كردم و ديدم كه چگونه شيطان با يك تردستى و ظرافت خاصّى نفوس بسيارى از افراد ناآگاه و غير مطّلع را فريب داده و آنها را مورد تسخير قرار داده و موجب سلب اختيار و ارادهء ايشان شده است ؛ درحاليكه چه بسا افراد فاضل و عالمى در آن مجالس و محافل حضور مىيافتند . يعنى صورت مسأله به قدرى واضح و روشن بوده است كه حتّى براى حقير كه كمترين حظّ و نصيبى از حقائق عالم علوى و انكشاف عوالم ربوبى نبرده است و صرفاً با گذران و گذشت برههاى از عمر خود با اولياى الهى و عرفاى بالله دلخوش داشته است كاملًا مشهود و ملموس و متيقّن بود .
قطع اين مرحله بى همرهى خضر مكن * ظلمات است بترس از خطر گمراهى [ 1 ]
با توجّه به مطالب گذشته روشن شد كه احتمال خطاء و گمراهى در مدركات بشر ، هم در صورت اوّل كه اساس علم و ادراك بر وساطت اسباب ظاهرى از قبيل چشم و گوش و غيره و نيز مطالعه در متون و كيفيّت ارائه مطلب از ناحيه نويسنده و يا گوينده مىباشد ، و هم در صورت دوّم كه كشف مطالب و مسايل ، ارتباطى با قضايا و حوادث و اسباب عالم مادّه ندارد بلكه به واسطه اتّصال نفس با مثال منفصل در حال خواب و يا مكاشفات مثاليّه پست مىباشد ، و به صرف خروج مكاشفات از دائره عالم مادّه هيچ الزام و ضرورتى بر صحّت و انطباق آنها با واقع نمىباشد و احتمال صدق و خطاء در آنها مانند مدركات و يافتههاى بشر به نحو متعارف و عادى وجود دارد .
ادّعاى بابيّت و فتنه بهائيّت و دعوى كذب نيابت از حضرت ولىعصر
هامش
[ 1 ] - ديوان حافظ ، يك بيت از غزل 466 .