در بسيارى از اشتباهات ، نشانههاى عدم اطّلاع از علوم و معارف الهيّه براى عالمان دين و متصدّيان پرچم فقاهت و شريعت كاملًا مشهود است .
إنشاءالله توضيح اين مطلب در كتاب اجتهاد و تقليد تأليف حضرت والد معظّم - روحى فداه - خواهد آمد .
و امّا از حيث مدركات باطنى و انكشاف حقائق و علوم از راه باطن به واسطه رؤياى صادقه و يا كشف مثالى و برزخى و يا ملكوتى و معنوى ، انسان داراى حالات و منازل مختلف و متفاوت است . إنباء باطنى در رؤيا و مكاشفات گرچه از نظر موادّ اوّليّه و مبادى قضاياى كلّيّه چنانچه در صورت قسم اوّل گذشت نمىباشد ، زيرا ارتباط نفسِ ناظر و رائى به صور منكشفه و مدركات صوريّه ، از عالم دنيا و مادّه منقطع مىباشد و خطاء در برداشت از صور منتقشه در ذهن به واسطه اعضاء و جوارح منتفى مىباشد ، ولى مرتكزات نفسيه و حالات انسان در ارتباط با اميال و هواهاى نفسانى و شيطانى و اغراض و امراض نفس و حبّ و بغضها در شكلگيرى اين مكاشفات و كيفيّت صورتبندى آنها در نفس انسان تأثير مستقيم دارد و چه بسا آن حقيقت نورانى و إفاضه روحانى در هنگام ورود به نفس انسان به واسطهء كدورت باطن و ظلمت نفس و تأثر نفس از صفات ناپسند و ملكات رذيله به صورتى كاملًا حيوانى و شهوانى و سَبُعانه تغيير شكل و ماهيّت مىدهد و مطلب را بر خود صاحب كشف مشتبه مىنمايد .
و بر اين اساس است كه بزرگان طريق همواره فرمودهاند :
امكان ورود خطاء و خلاف در مكاشفات روحيّه و نفسيّه
از آنجا كه امكان ورود خطاء و خلاف در مكاشفات روحيه و نفسيه و نيز منامات و انباء غيبيّه كاملًا محتمل و وارد است ، لذا شخص بيننده نمىتواند به آنچه از اين راه دريافت كرده است اعتماد نمايد و به آن ترتيب اثر دهد . و در اين راه چه بسا افرادى كه از اين طريق دچار انحرافات و اعوجاجات و مهالكى شدند كه دنيا و آخرت خود را بر باد دادند و وجود خود را دستخوش بوار و فنا