نمودند ، تشخيص صحّت و سقم اين مكاشفات و مدركات فقط و فقط توسّط فرد خبير و آگاه به رموز سير و سلوك الهى و مشرف بر شؤونات و اطوار نفس و حالات آن صورت مىپذيرد و ديگران را گرچه از علوم رسميّه تا حدودى بهرهمند باشند حقّ اظهار نظر و تفسير و تبيين اين مسايل نيست ، زيرا عرصهء حقائق كشف و غيب از مجال و حوصله ارباب ظاهر و صورت بيرون است ، و آنان قادر بر ارزيابى و فهم و تشخيص اين حقائق نمىباشند .
از باب مثال نمونهاى در اينجا ذكر مىكنم :
اشكال وارد بر كتاب نجم الثاقب حاجى نورى رضوان الله عليه
مرحوم حاجى نورى - رحمة الله عليه - در كتاب نجم الثاقب خود كه دربارهء تشرّف افراد خدمت حضرت ولىعصر ارواحنا له الفداء تأليف نموده است قضاياى بسيارى را از تشرّف و ملاقات شيعيان با آن حضرت در طول تاريخ غيبت آن حضرت در مواقع و ظروف مختلف ثبت و ضبط نموده است و الحقّ كتابى است شيرين و جذّاب كه موجب انبساط روح و توجّه نفوس به سوى ولايت حىّ و قائم است .
ولى از مرحوم آية الله العظمى عارف بالله و بامر الله حضرت شيخ محمّد جواد انصارى همدانى - رضوان الله عليه - كراراً نقل شده است كه فرمودند :
تمام حكايات و داستانهائى را كه مرحوم حاجى نورى در كتاب نجم الثاقب از افراد مختلف نقل كرده است همه در عالم مكاشفه بوده است نه در عالم خارج ، غير از دو سه قضيّه كه يكى مربوط به مرحوم حاج على بغدادى است كه تشرّف و ملاقات او با حضرت بقيّة الله ارواحنا فداه صورت خارجى داشته است و توسط همين جسم و بدن ظاهرى تحقّق پيدا كرده است .
در اينجا كاملًا اين مسأله روشن مىشود كه چگونه يك فرد مطّلع و عالمى مثل مرحوم حاجى نورى از آنجا كه اطّلاع او و ميزان بينش و بصيرت او در مسائل باطنى اندك و قليل است دچار اين اشتباه عظيم گشته و نتوانسته فرق بين مكاشفه را از صورت خارجى تشخيص دهد .