جمادات و نباتات چنانچه گذشت نمىباشد ، زيرا همه اين مدركات به يك نسق و وتيره به ذات لايزال حقّ مرتبط و متعلّق و منتسب مىباشند ، چنانچه در مورد ساير افعال و حركات در جميع موجودات اين مسأله به اثبات رسيد .
در مورد انسان ، علوم و مدركاتى كه به واسطه حواسّ ظاهر در قُوّه خيال و واهمه نقش مىبندد به توسّط قُوّه عاقله و مفكّره ، منجرّ به يك مفاهيم و معانى كلّيّه مىگردند كه از روابط بين اين صُوَر در قُوّهء خيال ، صورت مىپذيرد و عقل با حذف حدود جزئيّه و مشخّصه و انتزاع يك امر مشترك و كلّى بين آنها به يك قضيّه عقليّه با مفهوم سِعى و شامِل آن دست مىيابد و آن را به عنوان يك اصل و قاعده و قانون در كنار ساير قواعد و قوانين مستخرجه خود به همين كيفيّت قرار مىدهد كه در علوم و نيز در رفتار و كردار شخصى و اجتماعى آن را به كار مىبندد و روابط خود را با اجتماع و معتقدات خود بر آن اساس تنظيم مىنمايد ، خواه نفس آن واردات اوّليّه و موادّ ابتدائى تحصيل اين مفاهيم به طور صحيح و واقع به دريچه ذهن و تفكّر انسان راه يافته باشد يا اينكه در ورود آنها به ضمير و نفس خطا و اشتباهى رخ داده باشد ، مثل كسى كه به جاى سيب تصوّر كند پرتقال در مقابل او قرار دارد و يا در تشخيص فرد متخلّف از فرد ديگر دچار اشتباه شده است به واسطه ضعف در بينائى و يا شنوائى و امثال آنها .
و همچنين ممكن است واردات و موادّ اوّليّه به طور صحيح وارد ذهن و قواى ذهنى انسان شود امّا در كيفيّت ارتباط دادن بين آنها و رسيدن به نتيجه مطلوب دچار اشتباه و خطاء گردد و در نتيجه قاعده و قانون مستخرجه چه بسا اشتباه و غلط از كار در آيد ، و لذا بزرگان براى تقليل اشتباه در نتايج و مستخرجات عقليّه به علم منطق متوسّل شدهاند تا در ترتيب قضايا و ايجاد ربط بين حوادث از وقوع در لغزش مصون و محفوظ بمانند .
بازگشت اشتباهات بشر در مسايل علمى به يكى از دو اصل
تمام اشتباهات و لغزشهاى بشر در مسايل علمى با ابعاد گسترده و وسيع