فعلِ آن موجود با لحاظ اختيار و خواست خود او تعلّق گرفته است ، و اين خواست و اراده ، فعل بشر را از انتساب اصل فعل بدون اختيار چنانچه در ساير موجودات فاقد ادراك و ارادهء بشرى و اختيارى است متمايز مىكند . و اين نكته فوقالعاده حائز اهمّيّت است و همانطور كه عرض شد ، افرادى كه در دائره برهان توحيد افعالى به اشتباه افتادهاند و فعل اختيارى بشرى را همانند افعال ساير موجودات مثل انتاج درختان و مزارع و اشياء مادّى و حيوانات و غيره به يك نسق و به يك شيوه خواستهاند به پروردگار نسبت دهند ، از اين نكته غفلت ورزيدهاند ، و به دو نحوه و دو كيفيّت انتساب در عين لحاظ وحدت افعالى و انتساب همه امور به مبدأ وجود ، توجّهى نكردهاند . و امورى كه معلول اراده و اختيار بشر است را مانند حوادث و امور غير ارادى و اختيارى دانستهاند و همه را به برهان و قانون توحيد افعالى به حقّ متعال نسبت دادهاند .
انتساب افعال و حوادث به خداى متعال بر اساس نفس فعل است
انتساب افعال و حوادث به خداى متعال بر اساس نفس فعل است صرفنظر از اتّصاف به حسن يا قبح ، يعنى بدون لحاظ حسن و قبح فاعلى در اشياء بلكه به جهت حسن فعلى كه هرچه در عالم وجود صورت مىيابد عين خير و صواب و حسن است .
مثالى ساده براى اين مسأله مىزنيم :
يكى از دوستان نقل مىكرد در دست او دُمَلى پيدا شده بود كه موجب اذيّت و نگرانى او شده بود به طورى كه ادويه و معالجات براى بهبودى او فائده نبخشيد و او آماده شده بود براى عمل جرّاحى ، روزى در سر كلاسى يكى از افرادى كه با او خصومت و تعارض داشت به عمد بدون توجّه به اين بيمارى در دستِ او ، مشتى محكم بر دست او مىكوبد كه از شدّت درد از حال مىرود و وقتى متنبّه مىشود احساس مىكند آن دمل سر باز كرده و جراحت خارج شده است .