تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
واحد چه حالت بيدارى يا خواب ، و چه در حال صحبت با افراد يا سكوت و چه در حال عبادت و يا غير آن در همه احوال با جنبهء ولائى و سيطرهء ملكوتى بر اعيان خارجى اشياء به بقاء آنان و تحوّلات در آنها و حركت آنها اشتغال دارد و آن اراده و فعل ارتباطى به نفس متعلّق به بدن كه در هر آنْ به شكل و صورتى ظاهر و بارز مىشود ندارد ، اين جنبه اوّل .

در معناى : إذا شاءُوا علموا

و امّا جنبه دوّم امام اينكه : در عالم مادّه و شهادت ادراك فعلى و شعور فعلى او نسبت به اشياء منوط و مربوط به خواست اوست ، اگر بخواهد تمام آنچه را كه حضور عينى و فعلى در نفس لاهوتى او دارند به همان حال و وضع منتهى با صورت علمى در ذهن و قواى مفكّرهء خود احضار مىنمايد و اگر نخواهد برخى از آن را در ذهن و نفس خود فعليّت مىبخشد و بقيّه را در آن ظرف خاصّ خودش و مخزن غيب الهى نگه مىدارد . بنابراين معناى اين سخن كه مىفرمايد : إذا شاءُوا علموا ، هر وقت بخواهند عالم مىشوند ، اين نيست كه قبل از اراده جاهل هستند و پس از اراده ، خداوند افاضهء علم به نفس آنان مىكند بلكه اين است كه آن حقيقت علمى عينى را از خزينهء غيب خود به صورت منقوش در نفس و ذهن و قواى مفكّره احضار مىكند . و امّا عباراتى كه دلالت دارد علم امام در هر شب جمعه اضافه مىشود و يا آياتى كه از رسول خدا طلب زيادتى علم و معرفت مىكند معناى بسيار واضح و روشنى دارد . زيرا علم پروردگار كه حدّ و حصر ندارد و همانند خود ذات بحت و بسيط او لايتناهى است و امام عليه‌السّلام به واسطهء جنبه مخلوقيّت و معلوليّت او نسبت به ذات پروردگار دائماً و سرمداً چه در ذات خود و چه در علم و اراده و قدرت خود محتاج به اراده و علم و قدرت لايزال علّت خود است و چون آن علم و قدرت در ذات پروردگار انتهاء ندارد پس نياز و احتياج امام عليه‌السّلام نيز انتهاء ندارد . و اين زيادتى به مناسبت‌هاى مختلف تحقّق مىيابد