تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
نشآت ملكوتى و مثالى به صورت ثابت و پايدار بدون نياز به زمان و مكان و شرائط تحقّق خارجى مادّى مستقرّ و محقّق است ، منتهى از آنجا كه انسان عادى طريق وصول به علم و ادراك او منحصر در وسائط و وسائل ظاهرى و اعضاى جسمى اوست فقط نسبت به حوادث زمان خود در صورت معاينه و مقابلهء با آنها شناخت پيدا مىكند ، اما نسبت به حوادث زمان خود كه از ديدگان او پنهان است و نيز حوادثى كه هنوز صورت خارجى نيافته است و نيز نسبت به حوادث گذشته چنانچه براى او نقل نشود ، عاجز و ناتوان مىباشد . و امّا اولياى الهى بالاخصّ پيامبران و خاصّةً حضرات معصومين عليهم‌السّلام كه نفس آنها به واسطه تطهير و تزكيه و مراقبه و رياضات شرعيّه و اطاعت از اوامر الهى و قيام به طاعات ، حجاب‌ها و موانع عالم نفس و شهوات و انانيّت و خود محورى را يكى پس از ديگرى به كنارى زده و بوادى كثرات انفسيّه را چه در عالم ظلمات دنيا و چه عالم نور و بهاء درنورديده‌اند ، با حصول تجرّد تامّ و فناى ذاتى در ذات اقدس حقّ به حقيقت و ينبوع علم و حيات و قدرت سرمدى حقّ و اصل گشته و علم و اراده و مشيّت آنان از دائره بشرى خارج شده است و آن خطاء و زلّتى را كه ساير افراد بشر در ارتباط با جريانات مختلف برايشان حاصل مىشود ندارند و نسبت اطّلاع و معرفت آنها به اشيائى كه پيرامون آنهاست با آنچه كه گذشته و يا هنوز نيامده يكسان خواهد بود و بر اين مطلب ، هم از آيات قرآن و هم روايات و اخبار و هم برهان فلسفى چنانچه گذشت شواهد و ادلّهء قاطع قائم است . نكته قابل توجّه در اين فصل اين است كه علم و اشراف حضرات معصومين عليهم‌السّلام بر حوادث و اشياء در ماسوى الله به واسطه وجود ولايت كلّيّه كه خداى متعال در نفس آنان قرار داده است ، حضورى و وجدانى است يعنى اطّلاع آنها مانند اطّلاع ما بر حوادث نيست بلكه خود آن حادثه و پديده به صورت تجرّدى و ملكوتى در نفس امام عليه‌السّلام حضور و وجود دارد و قبل