تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
حضورى امام عليه‌السّلام نسبت به جميع موجودات و اشياء گفته شد وجود ندارد . زيرا نزول علم كه از ناحيه اسم عليم از ذات پروردگار نشأت گرفته و در نفس امام عليه‌السّلام مستقرّ مىشود مراتبى را از عوالم مختلفه طى مىنمايد كه آخرين مرتبه و منزلگاه او نفس امام عليه‌السّلام است و اين مراتب تماماً مراتب وجودى خود امام است كه ظهور آن در نشئه لاهوت و جبروت و مثال و سپس مرتبه مادّى و طبعى او مىباشد ، بنابراين علومى كه از ناحيه پروردگار در مرتبه مثال امام عليه‌السّلام نقش مىبندد همه به طور ثابت و لايتغيّر پيوسته حضور عينى و نفسى دارد و نيازى به احضار و ايجاد آنها در اين نشئه نمىباشد ، ولى براى بروز آن در قوهء ذهن و نفس متعلّق به بدن و اظهار آن در فكر و بيان نياز به احضار دارد و اين احضار در اختيار خود امام عليه‌السّلام است هرگاه بخواهد آن علم را به فكر خود مىآورد و هرگاه نخواهد نمىآورد ، درست مانند ذهنيّات و مرتكزات در نفس خود ما . هر يك از ما در ميان قوهء حافظه خود ممكن است مطالب بسيارى اندوخته باشد كه از ساليان دراز همين طور بر روى هم انباشته شده است ، امّا هيچ وقت اتّفاق نيفتاده كه در آن واحد انسان نسبت به همه آنها حضور ذهنى داشته باشد و به تفصيل همه مطالب ذخيره شده را در يك لحظه بداند ، ولى درباره هر مطلب وقتى به حافظه خود مراجعه مىكند مىتواند پس از صرف وقت ، حال كم يا زياد بالأخره آن مطلب مورد نظر را احضار نمايد . امام عليه‌السّلام نيز به واسطهء حضور عينى همه اشياء ( نه فقط صورت و نقش و يا يك حالت مبهم از اشياء ) در نفس ملكوتى او ، احاطه و اشراف عِلّى بر همه موجودات دارد ؛ و اين مطلب از زبان خود آنان براى مردم بيان شده است ، و إن‌شاءالله تفصيل آن تا حدودى پس از اين خواهد آمد . امّا احضار اين حقائق به صورت علمى در نفس بشرى و متعلّق به بدن به خواست و ارادهء خود او انجام مىگيرد ، از اين بيان دو مطلب استفاده مىشود . اوّل اينكه : امام عليه‌السّلام در آنِ
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 201 | السيد محمد محسن الطهراني