اعجاز أمير مؤمنان عليه السّلام در تطبيق مشيّت الهى با ظواهر عالم مادّه بود
اعجاز علىّ در ردّ شمس و كندن درب قلعهء خيبر و امثال اينها نبود ، اعجاز علىّ در تطبيق مشيّت الهى با ظواهر عالم مادّه و شهادت و اداء تكليف بر اساس اراده و خواست پروردگار است . و اين چنين است كه راه را به ما نشان مىدهد و ما را به اين مكتب و منهج دعوت مىكند و به همين جهت است كه فعل او در ابديّت اسوه و سرمشق آزادگان و رهروان طريق قرب و تجرّد قرار گرفته است .
اعجاز أميرالمؤمنين در امور تكوينى و انجام خرق عادت صرفاً بيانگر سلطه ولائى و نشانگر موقعيّت و مقام والاى امامت و ولايت بود و اضافه بر اين حاصلى براى ما و روش و منهاج و حركت ما ندارد امّا آنچه مسير ما را مستقيم و از انحراف و اعوجاج جلوگيرى مىكند اين قضايا و مسائل صادره از او است . ما به اين معجزات بايد توجّه كنيم و آنها را به كار بنديم تا بتوانيم پاى خود را جاى پاى على بگذاريم .
چند نكته در خاتمه بحث حقيقت علم ( نكته چهارم )
نكتهء چهارم :
در برخى از روايات وارد است كه ائمه عليهمالسّلام هرگاه اراده كنند مىدانند و يا اينكه در اين روايت اخير امام صادق عليهالسّلام فرمودند : اين كنيز خود را پنهان كرده بود و من او را نيافتم و يا اينكه در شبهاى جمعه بر علم آنان اضافه مىگردد و يا در آيه شريفه خطاب به پيامبر مىفرمايد :
وَ قُلْ رَبِّ زِدْنى عِلْما ، [ 1 ] « بگو اى پروردگار من به طور دوام و پيوسته بر علم من بيفزا . » [ 2 ]
در پاسخ بايد گفت : هيچ منافاتى بين اين مطالب و آنچه راجع به علم
هامش
2 - الكافى ، ج 1 ، ص 258 : مُحَمَّدُ بنُ يَحيَى عَن عِمرانَ بنِ مُوسَى عَن مُوسَى بنِ جَعفَرٍ عَن عَمرِو بنِ سَعِيدٍ المَدائِنِىِّ عَن أبِى عُبَيدَة المَدائِنِىِّ عَن أبِىعَبدِاللهِ عليه السّلام قالَ : إذا أرادَ الإمامُ أن يَعلَمَ شَيئًا أعلَمَهُ اللهُ ذَلِكَ .
[ 1 ] - سوره طه ( 20 ) ذيل آيه 114 .