تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
منسجم تحقّق پيدا كرده است و آن حادثه خواهى نخواهى در صورت تحقّق علّت تامّه يعنى آن رويداد آخر كه نتيجه آن وقوع اين پديده و حادثه است به وقوع خواهد پيوست ، چه ما بخواهيم يا نخواهيم . حال اگر فردى از وقوع چنين حادثه‌اى اطّلاع و علم حاصل نمايد آيا مىتواند با نفوذ و فعل خود از وقوع آن جلوگيرى نمايد ؟ در اين صورت چه فرقى بين او و شخصى كه بدون اطّلاع از آن حادثه بدان مبتلا مىشود وجود دارد ؟ زيرا بر فرض علم قطعى به وقوع يك حادثه اگر آن قضيّه با اقدام اين شخص منتفى شود پس معلوم مىشود علم او علم نبوده است بلكه تخيّل و توهّم بوده است ، و اگر علم آن شخص علم صحيح به معناى انكشاف واقعى يك حادثه بوده پس چگونه ممكن است خلاف آن در آينده ثابت گردد ؟ اولياى الهى در اين گونه موارد مثل ساير افراد نيستند كه خود ساليان سال مردم را به استعداد و آمادگى براى مرگ فرا خوانند و مرگ را يك قنطره و پلى براى انتقال به عالم ديگر بدانند و با كلمات زيبا و فريبنده آنچنان در اين باره سخن گويند كه شنونده را گمان رود كه اين گوينده خود هر لحظه مشتاقانه و بىصبرانه در انتظار مرگ نشسته و ساعت شمارى مىكند ، امّا همين كه عارضه‌اى براى او پيش آمد و طبيب از بيمارى لاعلاج او خبر داد و براى ادامه حياتش مهلت شش ماه را معيّن كرد از شدّت غصّه و ناراحتى چنان به هم بريزد كه دنيا را بر سر خود خراب ببيند و از شدّت اندوه آن مهلت شش ماهه به دو ماه تقليل پيدا كرده زودتر از موعد مقرّر رهسپار عالم آخرت شود . مىدانيد چرا ؟ چون اين شخص يك عمر فقط سخن گفته است و با حرف و كلام با مردم بازى كرده است و خود را براى مواجهه با اين چنين روزى اصلًا و ابداً آماده نكرده است .

اشتياق اولياء الهى به مرگ و لحظه شمارى براى آن

امّا اولياى بالله چون حيات خود را با وصول به مدارج فعليّت و ورود در عالم عزّ و عظمت حقّ سپرى كرده‌اند براى چنين روزى لحظه شمارى مىكنند و
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 196 | السيد محمد محسن الطهراني