مشيّت حضرت حقّ و با ارادهاى متين و عزمى استوار با اتّكاء بر لطف و فضل بىزوال او و پرداختن به مجاهدات و رياضات روحانى و شرعى و انطباق جميع امور حيات بر رضا و خواست پروردگار نفس خود را از عالم حيوانيّت و بهيميّت و شهوات و كثرات و دنياى دنىّ بيرون آورد و در فضاى قدس چنان به طيران آمد كه تمام ملائكه و ارواح مقدّسه را غرق در حيرت جلال و عظمت خود نمود و تاج كرامت بنىآدم را از آن خود ساخت و به آنجا رسيد كه از تمامى مخلوقات خدا جلو افتاد و به عنوان اوّلين واسطه بين ذات حق و ساير متعيّنات و صادر اوّل و تعيّن اوّل و نقطه اتصال مقام احديّت ذات و واحديّت در فعل و صفات مشخّص گرديد . آرى اين است مقام بشريّت و اين است مرتبه انسان كاملى چون رسول خدا .
و امّا ما و شما به جاى پرداختن به اين سيره و سريره و ممشاى رصين و متين اولياى حقّ سراسر عمر خود را به لهو و لعب و دورى از مسير حقّ و متابعت از اهواء نفسانيّه گذرانديم ، مقصد و مقصود ما از اين حيات تكالب بر دنيا و رياسات و حكومت بر ديگران و ابراز انانيّت و تفرعُن و جلب كثرات و خود محورى و خودپرستى و كنار زدن رقيب و حريف و سرگرم كردن عوام به الفاظ و عبارات و به دنبال كشيدن آنان بر اساس اميال نفسانى و دورى از اطاعت و رضاى الهى و ترجيح منافع و مصالح مادّى و شهوانى بر تفويض اختيار به صاحب دين و شريعت ، گذشت و حال كه خود را از هر نعمتى محروم و از هر درجهاى ساقط و از هر فضيلتى بىنصيب مىيابيم و خود كه عُرضه و قابليّت وصول به مدارج و افق لايتناهاى بهاء و عظمت اولياى الهى را نداشته و نخواهيم داشت ، به جاى اعتراف و اقرار بر فضايل و مكارم اين برگزيدگان عالم خلقت و نشاندن آنان در جايگاه مناسب خويش و اظهار عجز و قصور و تقصير به پيشگاه حقيقت و فضيلت ، در صدد كوبيدن آنان و وصله و برچسب ننگ و عار بر آنان زدن برمىآئيم و آن سرسبدان عالم وجود را همچو خود پنداشته آنان را از آن ارج و منزلت چنان به
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 186
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص١٨٦