تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
دستورات و مبانى رصين آنان به مطالعهء كتب و نوشتجات و آثار ملكوتى اين برگزيدگان از خلقت بنىآدم بپردازيم و متابعت از سيره و منهاج آنان را سرلوحه زندگى و حيات خود قرار دهيم . قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرينَ أَعْمالًا ، الَّذينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِى الْحَياة الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعا . [ 1 ] « اى پيامبر به مردم بگو : آيا بدبخت‌ترين و بيچاره و محروم‌ترين افراد را به شما معرفى كنم ؟ آن كسى است كه تمام سعى و كوشش او در اين دنيا همه و همه بر باد رفته و هيچ ارزش و قيمتى براى عرضهء آنها در روز قيامت نخواهد بود ، درحاليكه خود خيال مىكند كار درست و نيكو انجام داده است . » آن كسى كه خود را از اهل علم و فضل مىشمارد و بر عليه اولياى الهى قلم به هر ياوه و هذيانى مىدواند و در مقام پاسخ حاضر به تقبّل آن نيست بايد جايگاه خود را در اين دو عرصه و دو موقف مشخّص كند . آرى رسول خدا بشر بود و خواهد بود ولى همين بشر به جائى رسيد كه ، جانش فانى در ذات إله شد و ذاتش مندكّ در وجود اطلاقى حقّ گرديد و نفسش با نَفَسِ رحمان عطرآگين گشت . دست او شد يد الله ، چشم او شد عين الله ، گوش او شد سمع الله ، زبان او شد لسان الله ، عقل و تدبير او شد ارادة الله و مشيّته ، علم او شد علم الله ، قدرت او شد قدرة الله و حيات او شد حيات الله ، و تمام صفات او شد صفات الله . و در يك كلام قلب او شد عرش الرّحمان و خدا تمام وجود او را در قبضهء اراده خويش آورد ، حال او مىتواند مثل ساير افراد بشر باشد ؟ !

چند نكته در خاتمه بحث حقيقت علم ( نكته سوّم )

نكتهء سوم : از آنجا كه امام عليه‌السّلام و غير او از اولياى الهى داراى علم به وقايع و
هامش
[ 1 ] - سوره الكهف ( 18 ) آيه 103 و 104 .