« اى پيامبر به اينها بگو من همانند شما يك بشرى بيش نيستم كه فقط امتياز من بر شما اين است كه بر من وحى نازل مىشود كه خداى شما خداى واحد يگانه است . پس كسى كه اميد و آرزوى ملاقات با پروردگارش را دارد بايد عمل صالح انجام دهد و هيچ فرد ديگرى را انباز و شريك خدا در امور خود قرار ندهد . »
برخى از كوته نظران تصوّر كردهاند كه چون در اين آيه و مشابه آن پيامبر به عنوان يك بشر معرّفى شده است پس آنچه كه اختصاص به ذات خدا دارد از آن محروم خواهد بود مانند اطّلاع بر غيب و غيره . . . ، و تمام سعى و تلاش خود را بر همين لفظ بشر متمركز ساختهاند و خواستهاند مقام والاى رسول خدا را در حدّ يك انسان عادى و معمولى پائين آورند و از صفات والاى حائزين رتبه تجرّد و فناء فى الله محروم نمايند ، غافل از اينكه مقصود از بشريّت در اين آيه به كيفيّت خلقت رسول خدا برمىگردد نه به حصول مراتب فعليّت و كمال در ذات اقدسش .
خلقت رسول خدا همانند ساير افراد بنىآدم از خاك و گل است و مانند خلقت ملائكه كه از نور محض بدون شائبه مادّى ابداع گرديدند و نيز مانند خلقت اجنّه و شياطين نيست و همچنان كه خداى متعال فرمود : إِنِّى خالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُون ، [ 1 ] و يا در آيه ديگر : إِنِّى خالِقٌ بَشَراً مِنْ طين ، [ 2 ] با ساير مخلوقات تفاوت دارد و اين مسأله چه ربطى به مقام معنوى و امتياز او از ساير افراد بشر به واسطه ارتقاء روحى و رفع نقائص مادّى و بشرى و حصول فعليّت تامّه در نفس و روح مطهّر او دارد ؟ !
آرى يك انسان بىسواد عارى از فضايل اخلاقى بشر است و يك علّامه نحرير با آن وسعت علمى و اضطلاع معرفتى نيز بشر است . يك فرد لاابالى فاسد
هامش
[ 1 ] - سوره الحجر ( 15 ) ذيل آيه 28 .
[ 2 ] - سوره ص ( 38 ) ذيل آيه 71 .