حوادث روى زمين خبر مىداد و سپس اختيار اسلام و در تحت تربيت قرار گرفتنش نزد آن حضرت بسيار معروف و مشهور است . [ 1 ]
اطّلاع صلحاء و بزرگان از اهل معنا و كشف بر حقائق غيبيه و حوادث غير موجوده را چه كسى است كه بتواند انكار كند . حال اين مسأله را كه در كتب روائى و حديث و تاريخ نسبت به معصومين عليهمالسّلام مشاهده مىكنيم مىبينيم هيچ مانع و رادعى براى اطّلاع آنها از حوادث و پديدههاى عالم غيب وجود نداشته است و اين مرتبه عالىترين مرتبه حيازت علمى و اشراف كلّى بر سلسلهء علل و اسباب جريان حوادث و امور عالم تكوين است كه حتّى در اين باب مخالفين شيعه نيز زبان به اقرار و اعتراف گشودهاند . [ 2 ]
در خاتمه بحث حقيقت علم تذكّر چند نكته ضرورى مىنمايد :
چند نكته در خاتمه بحث حقيقت علم ( نكته اوّل )
نكتهء اوّل :
از آنجا كه وجود حضرت حقّ كه داراى فعليّت تامّه از جميع جهات است يعنى هيچ جهت نقص و فقدان و انتظار در هيچ جنبه از جنبههاى وجودى آن راه ندارد ، ( كه در غير اين صورت موجب حدود ماهوى و طبعاً طروّ احتياج و تركيب و خروج از وجوب ذاتى و تحوّل به امكان ذاتى و ماهوى خواهد شد ) در مسأله علم كه از لوازم ذاتى وجود بالصّرافه است چنانچه گذشت ، بايد در هر مرتبه از تعيّن و تشخّص ذات حقّ تعالى ، علم حضور رتبى داشته باشد ، يعنى ما نمىتوانيم يك مرتبه از حقيقت ذات را بدون وجود علم در مصداق و حمل شايع تصوّر نمائيم . بلى حقيقت ذات حقّ تعالى از نقطه نظر ترتّب عِلّى مقدّم بر حقيقت علم در ذات است اما اين تقدّم ، تقدّم زمانى نيست بلكه تقدّم بالطبع است درست مانند
هامش
[ 1 ] - كشكول بحرانى ، ص 358 .
[ 2 ] - به شرح نهج البلاغة ابن أبى الحديد ، ج 7 ، از ص 47 إلى 50 ؛ و نيز در كتاب شرح احقاق الحق ، ج 8 ، از ص 87 إلى 182 از مصادر اهل سنّت نقل روايت نموده است ، مراجعه نمائيد .