تقدّم علّت بر معلول خود با حيثيّت علّيّت نه حيثيّتِ لحاظ ذات علّت جداى از صفت علّيّت ، كه در آن صورت ارتباطى بين ذات علّت و ذات معلول نخواهد بود .
بنابراين به عبارت عاميانه : تا خدا خدائى كرده و خواهد كرد علم خدا نسبت به خويش و همينطور علم خدا نسبت به ظهورات و مظاهر نازله از ذات خويش كه كل عالم ممكنات و موجودات را تشكيل مىدهد ، بوده و خواهد بود و به اين نحوهء علم ، علم سرمدى اطلاق مىشود ، و يا به تعبيرى نسبت به اشياء ، علم عنائى گفته مىشود .
در باب علم عنائى حقّ نسبت به ساير موجودات برخى گفتهاند كه حقيقت آن يك نوع معرفت و اطّلاع اجمالى نسبت به معلوم است گرچه هنوز آن جنبه ارادى حقّ بر ايجاد خارجى آن تعلّق نگرفته است و فقط صورتى از آن نزد مرتبه علمى حق موجود است كه در آينده بر حسب تحقّق شرائط و مقارنات و آمادگى ظروف ، اراده بر ايجاد آن تعلّق خواهد گرفت ، ولى اين سخن از مرتبه تحقيق و تدقيق خارج است . زيرا در مرتبه علمى حضرت حقّ صورت علمى همانند نقش و صورت نگارى نيست كه عكسى از يك معلوم بالعرض يا به انعكاس آن در آينه و يا در هر چيز صيقلى و يا با مشاهده آن در ذهن و يا با وسيله عكسبردارى بر صفحه كاغذ نقش ببندد ، در تمام اين موارد خود صورت جنبه حكايت و مرآتيّت از يك عين خارجى را دارد .
اما در علم عنائى پروردگار قبل از اعمال اراده و اضافه اشراقيّه بر خلقت اشياء چه چيزى مىتواند باشد تا نقش و صورت آن نزد پروردگار به وديعه و عاريه محفوظ باشد ، مگر چيزى قبل از خلق اشياء وجود دارد تا اين عكس حكايت از او كند ؟ پس نفس حضور صورت علمى اشياء نزد پروردگار عبارت است از ايجاد حقيقت آن ماهيّت در عوالم مجرّده و ملكوتيّه قبل از خلقت زمانى و ناسوتى آن بر حسب تحقّق شرائط و معدّات . بنابراين به صرف حضور صوَر
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 182
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص١٨٢