افزونتر است ، و هر چه دور تر كمتر . در اين راستا به ميزان قرب به ذات حقّ و مبدأ وجود ، بر جنبه عقلانى و منطقى و فلسفى نفس ناطقه انسان اضافه خواهد شد و از جنبهء تخيّل و توهّم كه زائيدهء مرتبه نقص و فقدان انسان است كاسته مىشود تا اينكه به مرتبه تجرّد تام و فعليّت مطلقه برسد كه ديگر صدور صور خياليّه و توهميّه از او به كلى منتفى و محال خواهد شد و فكرش و رأى و نظرش در امور و جريانات شخصيّه و اجتماعيّه و الهيّه صائب و مستقيم و متقن مىگردد .
و بالعكس هر چه نفس به عالم مادّه و طبع نزديكتر شده و توجّه بيشترى كند و خود را از مرتبه تزكيه نفسانى به دور نگه دارد مدركات او با غلبهء تخيّل و توهّم به عالم خيالات و توهّمات و مجازات و اعتبارات سوق داده مىشود و بهرهء او از مرتبهء عقل و اتقان كمتر مىشود و در اين قضيّه فرقى بين كوچك و بزرگ و بىسواد و باسواد نمىباشد ، و همچنان كه يك بچه خردسال در عالم كودكى و تخيّلات خود ممكن است صورتى از يك امر غير واقعى و موهوم در ذهن خود نقش ببندد و با آن سرگرم و دلخوش شود و با او صحبت و راز و نياز كند و عمر خود را با آن بگذراند درحاليكه اصلًا و ابداً به هيچ وجه براى اين صورت ، مابإزاء خارجى وجود ندارد و در خارج چيزى كه مطابق با او باشد نمىباشد همينطور يك فرد بزرگسال نيز درست مانند اين كودك در ذهن خود نقش بيافريند و با تخيّل و توهّم خود به او وجود بدهد و همچون صورت يك انسان براى او حظّ و نصيبى از واقعيّت و حقيقت بتراشد و بعد به او توجّه و اهتمام ورزد و امور خود را بر آن اساس پىريزى نمايد و دنيا و آخرت خود را در گرو آن صورت و نقش خيالى قرار دهد و بعد ببيند عجب ! چه كلاهى بر سر خود گذاشته است و چه عمر گرانمايهاى را فداى اين نقش و صورت نموده است و چه فرصتهاى طلائى و غير قابل بازگشت را از كف داده است آنگاه با دو دست بر سر خود مىكوبد و فرياد
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 179
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص١٧٩