دليل عقلى دالّه بر اينكه اولياء الهى اطّلاع بر اسرار عالم هستى دارند
و امّا از جهت برهان و تجربه و شهود :
در بحث توحيد ذاتى اشاره شد كه مبدأ همه اسماء و صفات كلّيّه همان حقيقت ذات بسيط و بالصرافهء حضرت حقّ است و آن وجود بسيط در مقام نزول به صور و اشكال متفاوتى در قالب و هيأت سه اسم علم و حيات و قدرت به صفات گوناگون بروز و ظهور يافته و از آن به مقام فعل و خلق و ابداع درمىآيد ، بنابراين هر چه از حقيقت علم در عالم وجود آشكار و هويدا شود تجلّى همان اسم عليم است خواه اين تجلّى در مجرّدات و عقول و عالم انوار صورت پذيرد و يا در عالم ناسوت و مادّه و طبع كه در انواع و افراد به ظهور مىپيوندد .
بنابراين ادراك هر حقيقت علمى براى انسان ناشى از نزول همان اسم عليم است ، اگر محصّلى به تحصيل مشغول شود و به فرا گرفتن علم و تجربه بپردازد تا آن اسم عليم در اين قالب و تشخّص فعّال نشود به اندازهء سر سوزنى اين محصّل قادر نخواهد بود چيزى ادراك كند و اگر مخترعى در راه تحقيق و كوشش خود يك مرتبه جرقهاى به ذهن او مىخورد و او را به سمت كشف مورد نظر مىكشاند ، اين همان تجلّى اسم عليم است و الّا اگر صد سال روى يك مطلب فكر و تجربه كند در همان نقطه اوّل باقى خواهد ماند . و همينطور تمام معلومات و مدركات بر اين محور قرار دارد و جالب اينكه بسيارى از مخترعين و مكتشفين بر اين مسأله اقرار و اعتراف نمودهاند . اديسون مىگويد : آنچه در اختراع نقش دارد نود و نه درصد تلاش و كوشش و يك درصد آخر الهام از جانب خداست . پاستور نيز مىگويد : انسان در حال اكتشاف خود را در هالهاى از يك نيروى غيبى احساس مىكند . مرحوم دكتر حسابى روزى مىگفتند : دربارهء نظريهها و نوآورىهاى علمى كه برايم حاصل مىشود خود نمىدانم از كجا يك