شده است را از حديث معروف : من گوش او خواهم شد ، همچون آفتاب تابان در هنگام ظهر مىتوان استنباط نمود .
4 - من براى رسيدن به اين مقصود ( توحيد ذاتى و فناء در ذات محبوب ) متوسّل به اسباب و وسائط آن شدم كه همان اداء مستحبّات و نوافل و واجبات شرعيّه است و واسطه بودن اسباب شرعيّه و عمل به تكاليف شرعى مرا به اين مرحله و مرتبه رهنمون گرديد .
5 - و چون نيك نظر كردم و در اين اسباب و وسائط تعمّق و تأمل نمودم به ناگاه دريافتم كه تمام اين اسباب و تكاليف همه به يك سو اشاره و دلالت دارند و باطن همه آنها فقط توحيد است و بس و لذا به يكباره تمام كثرات به كنارى رفت و من ديگر كثرتى در اسباب و تكاليف نيافتم و گرچه در ابتداء سير براى رسيدن به مقام وحدت از اين اسباب كمك مىگرفتم و خود را تزكيه و تحليه مىنمودم امّا همين كه به توحيد رسيدم و جنبه وحدت غلبه كرد همه را فانى در او يافتم و ديگر كثرتى را مشاهده نكردم و رابطه توحيد با كثرات تكاليف را در كيفيّت جمع بين دو مرتبه دريافتم .
6 - پس از تجلّى حقيقت توحيد در تمامى اوامر و نواهى و تكاليف شرعيّه خود را از هر دو جنبه كثرت و وحدت آزاد نمودم و خود مجرّد و از قيد جزئيّت كه تعيّن اضافى من بود رها گشتم و به اطلاق حقّ من نيز مطلق گرديدم امّا نه مطلق استقلالى بلكه فقط حقّ ماند و بس و اينطور نبود كه روزى آميخته و تركيب با تعيّن و تقيّدى شده باشم بلكه پيوسته در تجرّد و اطلاق مىبودم ليكن پرده افتاده و من خبر نداشتم . »
اشعار مرحوم آية الحق حاج شيخ محمد حسين اصفهانى درباره وحدت و فناء عبد در ذات حقّ
مرحوم آية الله على الاطلاق حاج شيخ محمّد حسين اصفهانى در فناء عبد و وصول به ذات پروردگار و تحقّق به حقيقت عبوديّت و وحدت چنين مىسرايند :