تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
متّصف به اسماء و صفات حضرت حق‌ّاند و امّا آن وجود حقيقى كه اصالت دارد و از شدّت صرافت در ذات و احاطه و نهايت بساطتش همه وجودات را به نحو وحدت و بساطت فرا گرفته است همان وجود حضرت حقّ است . پس در مرتبه متأخّر از ذات وجود اسماء و صفات و لوازم آن كه همان اعيان ثابته هستند با انسان معيّت دارد . »

اشعار عرفاء بالله دربارهء وحدت ذاتى حق با موجودات

در اينجا مناسب است به برخى از اشعار عرفاء بالله دربارهء وحدت ذاتى حقّ با موجودات اشاره شود :
يا جَلىَّ الظُّهورِ و الإشْراقْ * كيست جز تو در أنفس و آفاق لَيسَ فى الكائِناتِ غَيرَكَ شِىء * أنتَ شَمسُ الضُّحى و غَيرُكَ فَىْءْ دو جهان سايه است و نور توئى * سايه را ماية ظهور توئى حرف ما و من از دلم بتراش * محو كن غير را و جمله تو باش خود چه غير و كدام غير اينجا * هم ز تو سوى است سير اينجا در بدايت ز تُست سير رجال * وز نهايت به سوى تست آمال [ 1 ]
بنابراين ملائكه كه بر حضرت آدم عليه‌السّلام سجده نمودند نفس ظهور ذاتى حقّ را در اين وجود مشاهده نمودند و خواهى نخواهى نسبت به آن سجده و خضوع نمودند ، پس اين امر از جانب پروردگار يك امر تشريعى اعتبارى نبوده است بلكه يك امر مولوى منتزع و منبعث از يك حقيقت تكوينيّه و يك حادثهء واقعى بوده است و ملائكه مىبايست در قبال چنين وجودى سر به سجده فرود آورند و در برابر او اظهار ذلّت و پستى نمايند .

اشعار ابن فارض مصرى درباره وحدت ذاتى حق با موجودات

عارف عظيم و والاى شهير حضرت ابن فارض مصرى در اين مورد مىفرمايد :
هامش
[ 1 ] - روح مجرد ، طبع چهارم ، ص 386 .
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 160 | السيد محمد محسن الطهراني