1 ) و جاء حديث فى اتّحادى ثابت * روايته بالنّقل غير ضعيفة
2 ) بشيرٌ بحبّ الحقّ بعد تقرّب * اليه بنفلٍ او اداء فريضة
3 ) و موضع تنبيه الاشارة ظاهرٌ * به كنت له سمعًا كنور الظهيرة [ 2 ]
4 ) تسبّبت فى التّوحيد حتّى وجدته * و واسطة الاسباب احدى ادلّتى
5 ) و وحّدت فى الاسباب حتّى فقدتها * و رابطة التّوحيد احدى وسيلتى
6 ) و جرّدت نفسى عنهما فتجرّدت * و لم تك يومًا قطّ غير وحيدة [ 1 ]
« 1 - در باب اتّحاد من با محبوب روايتى ثابت و متقن آمده است كه جاى هيچ شبههاى را نمىگذارد .
2 - و اين بشارت به واسطه تقرّب بنده است با محبوب به انجام مستحبّات و اتيان واجبات .
3 - و دليل اين مدّعى و اشارهاى كه به تحقّق وحدت بين من و محبوب
هامش
2 - اشاره به حديث قدسى معروف و مشهور دارد كه مىفرمايد :
ما تقرب الىّ عبدى بشىءٍ احبّ الى من اداء ما افترضتُ عليه و لا يزال يتقرّب الىّ بالنوافل حتّى احبّه فاذا احببته ، كنت سمعه الّذى يسمع به و بصره الذى يبصر به و لسانه الذى ينطق به و رجله الذى يمشى بها . . . الحديث *
« هيچ وسيلهاى نيست براى نزديكى و قرب بنده من به من كه در نزد من محبوبتر و پسنديدهتر باشد از آنچه بر او تكليف نمودم .
وپيوسته بندهء من با اداء نوافل و مستحبّات خود را به من نزديك و نزديكتر مىكند تا جائى كه مورد محبّت و لطف من قرار مىگيرد ، پس وقتى او را دوست داشتم ، ذات او متحوّل و آثار وجودى او متغيّر مىشود در اين وقت من گوش او خواهم شد كه با آن مىشنود و بينائى او خواهم شد كه با آن مىبيند و زبان او خواهم شد كه با آن صحبت مىكند و پاى او خواهم شد كه با آن راه مىرود . . . . »
* - الكافى ، ج 2 ، ص 352 ، با اندكى اختلاف .
[ 1 ] - ديوان ابن فارض ، ( تائيه ) ، ص 128 .