زمينهء ذهول و غفلت كه لازمهء بقاء فى النّفس است براى آنان متصوّر باشد آنان ديگر باقى هستند به بقاء خدا و علم دارند به علم خدا و قدرت دارند به قدرت خدا و قدرت خدا و علم او كه حدّ و مرزى ندارد .
اينكه شيعه و سنّى دربارهء حضرت مولى الموحّدين أميرالمؤمنين عليهالسّلام نقل كردهاند كه بارها مىفرمود : سَلُونِى قَبلَ أن تَفقِدُونِى [ 1 ] « قبل از آنكه مرا از دست بدهيد هرچه مىخواهيد سؤال كنيد » براى اين است كه علم علىّ ديگر از آن خودش نبود از آن خدا بود ، و آگاهى او بر اسرار عالم وجود ديگر مال خودش نبود مال خدا بود ، و علم خدا كه كم و زياد ندارد ، علم او علم اطلاقى است .
روزى أميرالمؤمنين عليهالسّلام بر فراز منبر سخن مىفرمود و در ضمن به اين سخن تكلّم نمود ، در اين هنگام سعدبن وقّاص برخاست و گفت : يا على بگو بدانم كه در سر من چند تار مو وجود دارد .
أميرالمؤمنين عليهالسّلام فرمودند : اگر بگويم نخواهى پذيرفت ولى بدان كه فرزندى در خانهات پرورش مىدهى كه در آينده قاتل فرزند رسول خدا خواهد شد . [ 2 ]
عمر سعد در آن وقت طفلى چند ساله بود كه در منزل سعد قرار داشت ، و اين است حقيقت علم حضورى كه براى اولياء الهى حاصل شده است .
روايات وارده در كيفيّت كشف حقائق علميّه براى كمّلين
دربارهء كيفيّت كشف حقائق علميّه براى كمّلين از بنىآدم و در رأس آنان حضرات معصومين عليهمالسّلام روايات و اخبارى از اهل بيت رسول خدا وارد شده است كه به برخى از آنان اشاره مىكنيم و سپس به جمع و تأليف با اخبار و روايات ديگر در اين باب مىپردازيم .
هامش
[ 1 ] - در امام شناسى ، ج 12 ، درس 177 تا 180 را اختصاص به اين منقبت أميرالمؤمنين عليهالسّلام قرار دادهاند ، و مصادر اين روايت را از عامه و خاصّه متذكر شدهاند .
[ 2 ] - كامل الزيارات ، ص 74 ؛ امالى الصدوق ، ص 133 ؛ بحار الأنوار ، ج 44 ، ص 256 .