سجده ملائكه بر آدم نه به واسطهء وجود نفس حيوانى و نباتى و تفكّر در مسائل اجتماعى و اسباب طبيعى و دنيوى و پرداختن به امور روزمرّه و زندگانى در اين سراى فانى است كه اين از آن همگان است و حيوانات در اين قسمت مانند ما مىباشند بلكه به لحاظ حيثيّت الهى و جنبهء ربط ربوبى آن است كه چنانچه به فعليّت و بروز و ظهور در آيد به يك حقيقت علمى لا يتناهى و قدرت لا يتناهى و حيات لا يتناهى تبديل مىشود .
شعر مرحوم علامه طهرانى ره در باب مظهريّت أتمّ بودن انسان كامل براى حق تعالى
و چه خوب در اين باره حضرت والد معظم - روحى له الفداء - در چكامهء ماندگار خويش دربارهء حضرت سيّدالشّهداء عليهالسّلام كه چكيدهء عالم وجود و مظهر اتمّ انسان كامل است فرمود :
سجده كه بر آدم خاكى نمود * خيل ملك بهر حسين است و بس
آرى مطلب همين است و بس ، و حقيقت همين است و بس .
حقيقت علمى انسان كامل هيچ حدّ و مرزى نمىشناسد
و امّا حقيقت علمى انسان كامل هيچ حدّ و مرزى نمىشناسد ، و هيچ نقطه مجهولى برايش وجود ندارد و هيچ ابهام و اجمالى در آن حقيقت علميّه راه ندارد خواه به زبان بياورد يا نياورد . زيرا حضور علم در نفس انسان كامل يك حضور اكتسابى و احتجابى نيست كه منوط به تهيّؤ شرائط محيط و اقتران وسائط و اسباب تقريب باشد ، از بيدارى و انتباه و تذكّر و رفع موانع و غيره بلكه حضور علمى اشياء به واسطه اتّصال ذات انسان كامل با مبدأ عليم و قادر و حىّ است و آن اتّصال معنا ندارد گاه باشد و گاه نباشد ، بلى تخلّل اتّصال به ذات حضرت حقّ براى سالكين و اوليائى است كه قرب به حقّ و تجرّد ذاتى را در مرحله فناء فى الله از مرتبه منزل به مقام نرساندهاند و از حال به ملكه بر نگرداندهاند و در مرتبهء فناء ذاتى به ثبات ابدى و اتقان و رفض آثار نفس بالكلّيّه نرسيدهاند و هنوز از وجود نفسانى آنان بقايائى در زوايا و خفاياى دل به چشم مىخورد ، ولى آنان كه در مرتبه فناء از عين ثابت نيز گذشتهاند ديگر تعيّنى براى ايشان متصوّر نيست تا