حافظ از فقر مكن ناله كه گر شعر اين است * هيچ خوشدل نپسندد كه تو محزون باشى [ 1 ]
نكات موجود در آيات كيفيّت خلق آدم ( نكته سوّم )
و امّا نكته سوّم در آيات مورد بحث اينكه :
خداوند متعال به ملائكه امر فرمود كه به آدم سجده كنند درحاليكه سجده اختصاص به ذات خود او دارد و بر غير او جايز نيست ، آيا در اين مورد استثنائى بوده است ؟ و يا اينكه واقعاً اين سجده سجده نبوده است بلكه اظهار خضوع و خشوع بوده است ؟ و يا اينكه بر مذاق اشعرى نفس امر الهى بدون لحاظ هيچ مصلحتى گرچه بر ضرر و فساد باشد متعيّن و ملزم خواهد بود ؟
انصاف اين است كه هيچ كدام از اين وجوه در اينجا راه ندارد ، زيرا واقعاً سجده در اين آيه از معناى متعارف و اصطلاحى خود خارج نشده است ، و به همين جهت شيطان از قبول آن سر باز زد .
سجده در اين آيات به همان حقيقت خود و واقعيّت خود صورت پذيرفته و براى خدا انجام گرفته است و از اختصاص به خدا تخطّى و تجاوز نكرده است و در همان سنّت و شيوه انجام شده است .
زيرا از آنجا كه خداى متعال از حقيقت ذات خود كه حقّاً و واقعاً مستحقّ سجده و عبادت است در سرشت و ضمير آدم قرار داد چنانچه در قرآن به اين نكته تذكّر مىدهد :
فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحى فَقَعُوا لَهُ ساجِدين . [ 2 ]
« زمانى كه از جهت خلقت مادّى و معنوى او را استوار نمودم و به مرتبه استواء تام رسانيدم و از روح و ذات خود در آن دميدم آنگاه در برابر او سجده آوريد . »
هامش
[ 1 ] - ديوان حافظ ، غزل 453 .
[ 2 ] - سوره الحجر ( 15 ) آيه 29 ؛ و سوره ص ( 38 ) آيه 72 .