از اين ميان فقط و فقط عرفاى الهى و اولياء الله هستند كه هدف از اين ايداع و استعداد در آنها محقّق و آشكار خواهد شد و آنها به سر منزل مقصود كه وصول به مقام قرب حقّ با تجرّد كامل و تامّ نفس است نايل مىشوند و جام وصل وفود به حرم إله را مستانه سر مىكشند و به لقاى ذات پروردگار كه جميع خلائق و حتّى ملائكه مقرّب از آن محرومند خواهند رسيد ، در اينجا است كه به واسطه تجلّى ذاتى از جانب حضرت ربّ العزة متجلّى به اسماء و صفات كلّيّه پروردگار مىشوند و علم آنها علم حضورى به همه اشياء و قدرت آنها قدرت احاطى به همه اشياء و حيات آنها در همه حياتها سريان و جريان خواهد داشت كه اين مرتبه را موقف بقاء بالله مىنامند .
اشعار حافظ شيرازى رضوان الله عليه دربارهء لقاء بالله
اى دل آن دم كه خراب از مى گلگون باشى * بىزر و گنج به صد حشمت قارون باشى
در مقامى كه صدارت به فقيران بخشند * چشم دارم كه به جاه از همه افزون باشى
در ره منزل ليلى كه خطرهاست در آن * شرط اوّل قدم آن است كه مجنون باشى
نقطه عشق نمودم به تو هان سهو مكن * ور نه چون بنگرى از دائره بيرون باشى
كاروان رفت و تو در خواب و بيابان در پيش * كى روى ره ز كه پرسى چه كنى چون باشى
تاج شاهى طلبى گوهر ذاتى بنماى * ور خود از تخمهء جمشيد و فريدون باشى
ساغرى نوش كن و جرعه بر افلاك فشان * چند و چند از غم ايّام جگر خون باشى