نفس وجود خارجى و عينى آنها ديگر امتياز آدم بر ساير ملائكه چه معنائى داشت ؟ اينكه يك شخص چند اسم را در حافظه و سينهء خود حفظ نمايد چه هنرى مىتواند داشته باشد ؟
حقيقت علميّه كه مساوى با تجرّد و فعليّت نفس در مراتب وجود است عبارت است از تحوّل و تغيّر نفس ناطقه و عينيّت آن با وجود حقيقى همان معلوم در رتبه آن معلوم و از اينجا موجب ارزش و اعتبار نفس ناطقه مىشود و امّا حفظ كردن كلمات و جملات و حروف مثل نوار و ضبط صوت كه ارزشى ندارد و پشيزى به حساب نمىآيد .
پس اينكه آدم به واسطه اطّلاع بر اسماء كلّيّه الهيّه بر ملائكه فزونى گرفت و از آنها در مرتبه وجود جلو افتاد و آنها بدين قصور و خلأ و نقصان اعتراف نمودند و در برابر حقيقت آدم سر به سجده گزاردند و زبان به توبه و پوزش از اعتراض نابجاى خود گشودند همه و همه به خاطر تحقّق اين حقائق كلّيّه در نفس آدم بوده است نه به خاطر يادگيرى لغوى و كلمهاى و حروفى اسماء .
و اگر اينطور نبود ملائكه مىتوانستند به خدا عرض كنند : خوب است تو هم اين اسماء را به ما ياد بدهى تا در رتبه و مقام مانند او گرديم و يا پس از اينكه آدم اين اسماء را به ملائكه بازگو كرد ديگر چه امتياز و افتراقى بين آدم و ملائكه وجود خواهد داشت ؟ همه مانند هم شده و در يك صف قرار مىگيرند و فرق از ميان برداشته مىشود . و اين آياتى كه همه دلالت بر رجحان خلقت انسان مىكند مفهوم خود را از دست خواهند داد .
و آيه : إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَة عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا . [ 1 ]
هامش
[ 1 ] - سوره الأحزاب ( 33 ) آيه 72 .